آموزش ساخت ربات

                         

                            آموزش ساخت ربات

 

آشنايي با ربات های شهری          

 

بخش الكترونيك

يادآوري ( مفاهيم اوليه، عناصر الكتريكي و الكترونيكي و ابزار كار)

 

ديود ترانزيستور تقويت کننده عملياتي

 

( سيگنال متناوب و مستقيم، رگولاتور، رله معمولی و دو طرفه و ...) 

 

انواع موتور و درايورهاي آنها

 

معرفی حسگرها و انواع آنها

 

معرفی مدار كنترل ربات مسيرياب

 مبنای دو و مفاهيم آن

 گيتهای منطقی

 

مدارهای ترکيبی

 

معرفی برنامه نويسی کامپيوتر و زبان Basic 

 

خلاصه اي از آموزش زبان QBASIC و برنامه نويسي با پورت ها 

 

ميکروکنترلر 

 

Programmable Interface Controller 

 

آشنايي با نرم افزارPICBasic 
 

مدار يک ربات ساده مدار الکترونيک ربات 

 

اصول طراحي مکانيک ربات

 

روش هاي ساخت اجزاء مکانيکي ربات

 

اجزاي مکانيکي و مکانيزمهاي ربات

 

ربات ميكرو موس

ادامه نوشته

چگونگي استفاده از راهنمايي هاي کتاب

چگونگي استفاده از راهنمايي هاي کتاب

 

انسان پيوسته به آسمان بالاي سرخود نگاه کرده : به عنوان ساعت يا تقويم، براي پيش گويي از آينده و به جهت ارضاي حس کنجکاوي که همواره با انسان همراه بوده است.
امروزه نيز ستاره شناسان به آسمان شب، براي مطالعه کائنات و پي بردن به رمز و راز جهان هستي ، در زمان حال و گذشته، نگاه مي کنند. شما هم مي توانيد با يافتن راه خود در آسمان، با اندک تلاشي صورت هاي فلکي را تا جايي که اجدادمان آن ها را مي شناختند، شناسايي کنيد. به اين ترتيب قادر خواهيم بود کهکشان هاي دوردست، خوشه هاي ستاره اي و جهان هايي نظير دنياي خودمان را پيدا کنيم.



  پوشش و محتوا

اين کتاب به عنوان راهنما، قادر است 54 صورت فلکي قابل تشخيص در نيم کره شمالي را در هر فصل سال در عرض هاي جغرافيايي شمال کره زمين، به شما معرفي نمايد، که ممکن است با بعضي از اين صورت هاي فلکي از قبل آشنا بوده باشيد و تعدادي هم برايتان جديد است.  



  تقسيم بندي محتوايي

مطالب اين مجموعه ، به چهار قسمت اصلي تقسيم مي شود که شامل : معرفي اوليه و ترسيمات، سياحت تصويري در آسمان، شرح تصاوير صور فلکي و ضمائم است.  



  مقدمه

موضوع «صورت فلکي چيست» هم داراي مفهومي عاميانه و هم درک علمي از صورت فلکي است. مبحث «کره سماوي» در خصوص ستاره ها به عنوان ثوابت صحبت مي کند که ما آن ها را در گردش ساليانه زمين به دور خورشيد، ظرف دوازده ماه سال، مي بينيم. بخش «ستارگان» در خصوص شکل گيري آن ها، انواع ستاره ها، رنگ، اندازه ستارگان و درخشندگي ، ستاره هاي چند گانه و متغير، چگونگي روند تحول و تکامل آن ها، شيوه هاي طبقه بندي ستارگان و ارتباط ستارگان با هم ، گفتگو مي کند. بخش «اجرام اعماق آسمان» در خصوص اجرام موجود در ماوراي منظومه شمسي ما، مانند خوشه هاي ستاره اي ، سحابي ها و کهکشان ها بحث مي نمايد.
در نهايت در قسمت «رصد آسماني» به ديدن ستارگان و چگونگي استفاده از چارت هاي رنگي آسمان نيم کره شمالي و کليه صورت هاي فلکي مربوطه مي پردازد. در دنباله مقدمه، جدول الفباي يوناني مي آيد که شما مي توانيد با کمک آن اسامي ستارگان را به زبان يوناني پيدا کنيد که به همراه ساير نمادها در چارت مربوطه آمده است.
 



  گشت و گذاري در آسمان

اين بخش شامل 16 چارت رنگي از آسمان نيم کره شمالي است که ستارگان و صورت هاي فلکي قابل مشاهده در شمال غربي، شمال شرقي، جنوب غربي و جنوب شرقي را در هر يک از چهار فصل نشان مي دهد. ضمناً متن همراه هر يک از آن ها کمک مي کند که شما، ضمن گردش در پهنه آسمان، اجرام مورد علاقه خود را پيدا کنيد.  



  صورت هاي فلکي

در اين بخش پنجاه و چهار صورت فلکي قابل ديد در عرض هاي شمالي ،ارائه شده است. مرزهاي هر صورت فلکي در يک چارت رنگي به همراه شکل مجموعه ستارگان و همچنين اجرام اعمال آسمان در آن منطقه، نشان داده شده است. در صفحه مقابل هر چارت اطلاعات لازم در مورد صورت فلکي به همراه ستارگان عمده و اجرام ژرفاي آسمان که براي آماتورها قابل توجه اند، آورده شده است.  



  ضمائم

در جدول صورت هاي فلکي نيم کره جنوبي با نام هر يک از 34 صورت فلکي قابل ديد در اين نيم کره ، که قبلاً از آن ها نام برده نشده، آشنا مي شويد. در قسمت روش هاي اندازه گيري، سيستم هاي مختصات سماوي براي تعيين موقعيت اجرام آسماني آورده شده است و با مراجعه سريع به جدول «طبقات تابندگي» و «انواع طيف ها»جهت پي بردن به رنگ ستاره و درجه حرارت و تعيين چرخه حيات ستاره و يا فهرست درخشندگي ستارگان، مي توان اطلاعات جالبي را به دست آورد. در فهرست اصطلاحات کتاب، لغات مورد نياز براي منجمان و رصد کنندگان ذکر شده است . صورت هاي فلکي ، ستارگان داراي نام، و اجرام ژرفاي آسمان در نمايه پاياني کتاب آمده است.
مطالعه صورت هاي فلکي و ستارگان و ساير اجرام آسماني آگاهي ما را در شناخت بهتر موقعيت زمين در اين آسمان پررمز و راز افزايش مي دهد و باعث مي گردد که از گذشتگان خود سپاسگزار باشيم که به ما آموختند، چگونه با آسمان آشنا شويم.
 



  صورت فلکي چيست؟

مردمان باستان تصور مي کردند که مي توانند خطوط اصلي چهره ها را در ستارگان آسمان شب پيدا کنند. اين چهره ها معمولاً شکل هايي از قهرمانان، اساطير و خدايان افسانه اي ، مخلوقات گوناگون و اجرامي بودند که به نظر آن ها اثرگذار بر روي زمين اند. اين مفهوم عاميانه صورت فلکي است. اما در ستاره شناسي نوين، لغت صورت فلکي به بخشي از آسمان اطلاق مي شود که در مرحله اول اشکالي را تداعي مي کند که هزارها سال پيش براي اولين بار مورد توجه انسان هاي باستاني قرار گرفته است.
اين مناطق بر روي کره سماوي مانند استان ها يا کشورهاي مختلف بر روي نقشه هاي زميني مي باشد. در حال حاضر هر نقطه اي از آسمان بالاي سر ما ، حتماً متعلق به يک صورت فلکي است. حدفاصل بين صورت هاي فلکي در قالب خط مستقيم بوده ولي شکل ها مي توانند کاملاً غيرمتقارن و غيرهندسي باشند. به هر تقدير هر صورت فلکي تعدادي از ستارگان آسمان را درون محدوده خود جاي مي دهند.
درک مفهوم صورت فلکي براي ايجاد راحتي و تسهيل در شناخت اجرام و پيدا کردن بخش خاصي از آسمان است. از ديد ما، مي توان تصور کرد که تمام ستارگان درون محدوده يک صورت فلکي از نظر فيزيکي با هم در ارتباط هستند. از آنجا که با چشم غيرمسلح نمي توان عمق فضا را تشخيص داد، لذا انسان همه ستارگان را در يک صفحه و ظاهراً در يک فاصله و بسيار نزديک به هم مي بينيد. در حقيقت هر ستاره اي مي تواند در فاصله زيادي نسبت به ديگري قرار گيرد که اين جدايي تا حد صدها و حتي هزارها سال نوري هم مي رسد.
 



  صورت هاي فلکي باستاني و نوين

در بين تمدن هاي باستاني اولين فرهنگ هايي که شروع به طبقه بندي آسمان براي نام گذاري نمودند عبارت اند از بابلي ها، هندي ها، يوناني ها، رومي ها، چيني ها و بومي هاي قاره آمريکا، انسان هاي ساکن در نيم کره شمالي قادر بودند که فقط ستارگان قابل ديد در اين نيم کره را شناسايي و طبقه بندي نمايند، زيرا ستارگان عرض هاي جنوبي و پائين تر، از آن نقاط قابل رؤيت نبودند. در قرن دوم ميلادي، بطلميوس(1)، ستاره شناس يوناني – مصري توانست بيش از 1000 ستاره را در قالب 48 صورت فلکي در کتاب مجستي فهرست نمايد. اين صورت هاي فلکي که يادمان دوران عتيق است، به نام صورت هاي فلکي باستاني ناميده مي شوند. از قرن 16 که اروپايي ها به کشف مناطق جنوبي کره زمين پرداختند، فهرست ستارگان نيم کره جنوبي براي دنياي غرب شناخته شد. در اوايل قرن 17، يوهان باير(2) بر روي 12 صورت فلکي آسمان نيم کره جنوبي نام نهاد، ضمن اين که هموطن معاصر او يعني ياکوب بارچ(3) سه صورت فلکي ديگر را نامگذاري کرد. در سال 1687 يوهانس هوليوس(4) توانست هفت اسم به مجموعه اضافه کند؛ و نيکلا لويي دولاکاي(5)پس از يک مسافرت به مناطق جنوبي آفريقا 14 صورت فلکي ديگر را نامگذاري نموده و در بين سالهاي 1750 و 1754 تعداد 10000 ستاره فهرست شدند. اين صورت هاي فلکي جديد را به نام «صورت فلکي نوين» مي نامند. معمولاً نامگذاري صورت هاي فلکي باستاني بر اساس «شکل» آن هاست. صورت هاي فلکي جبار و اسد ظاهراً به شکلي است که آن ها را ناميده اند. تعدادي از صورت هاي فلکي نوين را از روي بعضي از اختراعات، نظير ميکروسکوپ و تلسکوپ نامگذاري نموده اند. شکل ها(مثلاً خطوط و اصل بين ستاره ها) در اصل اختياري بوده و ممکن است روي نقشه هاي مختلف، متفاوت باشند. بعضي از صورت هاي فلکي داراي بخش کوچکتري در درون منطقه اي وسيع است، مانند قسمت ملاقه مانند يا آبگردان درون خرس بزرگ.
قبل از سال 1930 هر کسي، هر قسمتي از آسمان را به طور دلخواه مي توانست به هر اسمي بنامد و در نتيجه هيچ گونه مرز تعريف شده اي در اطراف صور فلکي وجود نداشت. لذا براي رفع شبهه و ايجاد يگانگي، ستاره شناسان جهان در سال 1930 تصميم گرفتند که نام هاي خاصي (به زبان لاتين) به همراه مرزي مشخص براي کليه صورت هاي فلکي انتخاب کنند. اين همان حدود و اسم هايي است که امروزه در سطح جهاني پذيرفته شده است.
 



  کره ي سماوي

انسان هاي باستاني به اين نکته پي برده بودند که آسمان به صورت کره اي مي ماند که در درون آن ستارگان (ثوابت) حضور دارند، در حالي که اجزاء منظومه شمسي در اين صحنه جا به جا مي شوند. هنوز بسياري از يافته ها و ادراکات آن زمان، براي علاقمندان به ستاره شناسي در دنياي امروز هم به کار برده مي شود.  



  منطقه البروج و دايرة البروج

يکي از اولين مناطقي که شما ممکن است مايل باشيد در آسمان شب مورد شناسايي قراردهيد، منطقه البروج و خط مرکزي آن يعني دايرة البروج است که در درون آن نوار، زمين، خورشيد ، ماه و سيارات عبور مي نمايند. ضمن اين که کره زمين گردش سالانه را در مدار خود انجام مي دهد، به نظر مي رسد که خورشيد مسيري را نسبت به آسمان پشت سر خود در درون ستارگان مي پيمايد. اين مسير ظاهري را اصطلاحاً دايرة البروج يا دايره گرفتگي گويند و سطحي شامل 8 درجه شمال و جنوب آن، منطقه البروج مي گويند. از آنجا که تمام سيارات (به جز پلوتو) کم و بيش در صفحه اي هم خوان با زمين حرکت مي کنند، لذا همه در درون نوار دايرة البروج هستند.
در حدود قرن پنجم قبل از ميلاد، اخترگويان بابلي (و شايد يوناني)، دايرة البروج را به 12 قسمت که هر کدام حدود 30 درجه اند، تقسيم و هريک را با نام يک صورت فلکي شناسايي مي کردند. نام تمام 12 برج به جز يکي (صورت فلکي ميزان) از اسامي جانداران گرفته شده و به همين دليل نام منطقه البروج در اصل «دايره ي حيوانات» بوده است.
 



  حرکت تقديمي (پيش روي) زمين

نياکان باستاني ما از حدود قرن دوم ميلادي از حرکت تقديمي زمين آگاهي داشته اند و مي دانستند که محور زمين داراي دوران ملايمي است (يک دور کامل آن تقريباً 26000 سال طول مي کشد) به علت همين حرکت تقديمي و تغيير در جهت حرکت محور زمين است که موقعيت زمين نسبت به عهد گذشته کمي تغيير کرده است.
يکي از اثرات مشهود اين پديده آن است که خورشيد نسبت به دو هزار سال پيش حدود يک ماه در هر صورت فلکي زودتر وارد مي شود. در آن زمان و درموقع اعتدال بهاري( آغاز بهار در نيم کره شمالي) خورشيد به صورت فلکي حمل وارد مي شد. در زمان حال در موقع اعتدال بهاري خورشيد به صورت فلکي حوت مي رسد و يک ماه بعد در صورت حمل خواهد بود. اثر ديگر پديده حرکت تقديمي، تغيير در مکان ستاره قطبي براي زمين است . ستاره قطبي که نشانگر قطب شمال آسمان در فضا مي باشد، به وسيله امتداد محور زمين مشخص مي گردد. به تدريج که محور زمين دوران پيدا مي کند موقعيت قطب شمال فلکي هم جا به جا مي شود. ستاره ثعبان(6)يعني آلفاي صورت فلکي اژدها در 4000 سال پيش مقام ستاره ي قطبي را در آسمان داشته است. امروزه ستاره قطب شمال يعني آلفاي صورت فلکي خرس کوچک چنين سمتي را داراست و هيچ ستاره اي هم فعلاً به طور مشخص عهده دار قطب جنوب فلکي نيست.
 



  ستارگان

انسان تعداد زيادي از ستارگان مانند شعراي يماني و ستاره قطبي را از صدها و شايد هزارها سال پيش مي شناخته و در متون يوناني، رومي و عربي از آن ها نام برده شده . در سال 1603 يوهان باير ستاره شناس آلماني در اطلس «اورانومتريا»(7) شروع به دادن اسامي به حروف لاتين به ستارگان نمود. اين انتخاب و معرفي باير شامل حروف کوچک لاتين به دنبال مضاف اليه ( حالت ملکي) از اسم خلاصه شده ي صورت فلکي است. به طور مثال ستاره شعراي يماني يا شباهنگ به عنوان ستاره ي آلفاي صورت فلکي کلب اکبر يا آلفاي سگ با نام انگليسي Canis Majoris است که در اين روش به صورت CMa نشان داده مي شود. البته حروف لاتين به ترتيب درخشندگي ستاره انتخاب مي گردد.
درخشان ترين ستاره درون يک صورت فلکي معمولاً ( آلفا) و ستارگاني با درخشندگي کمتر به ترتيب (بتا)، و سومين مقام به نام ( گاما) و به همين ترتيب ساير انواع درخشندگي ها با حروف يوناني مشخص مي شوند( به چارت الفباي يوناني مراجعه شود) . بايد دانست که اکثر ستارگان درخشان تر آسمان، داراي حروف يوناني هستند به جز تعداد کمي که به نوع ديگري مشخص شده اند.
سامانه ي باير قبل از معرفي رسمي صورت هاي فلکي در سال 1930 به وجود آمده، لذا پاره اي از ستارگان نزديک به مرزهاي صور فلکي، ممکن است امروزه در مکان اصلي و اوليه خود نباشند و يا تغيير نام داده باشند.
 



  تحول ستارگان

ستارگان عمدتاً از گاز هيدروژن ساخته شده اند. نور آن ها حاصل توليد انرژي در هسته ستاره بوده که از طريق همجوشي به وجود مي آيد. ستارگان از درون گاز و غبارهاي موجود در فضا يا پيچش هاي تصادفي، برخورد ابرها، يا انفجار ستارگان ديگر که ايجاد ابر مي نمايند، منقبض و در درجه تراکم بحراني، به وجود مي آيند. در اين نقطه، گرانش متقابل اتم ها، به حدي قوي مي شود که باعث کشيده شدن ابرها به سوي هم مي گردد.
به تدريج که در ابرها حالت انقباض پيش مي آيد، آن ها فشرده شده و ايجاد حرارت مي نمايند و در نهايت به حرارتي تا چند ميليون درجه افزايش مي يابد که اجازه مي دهد واکنش هاي هسته اي صورت پذيرد. به خصوص که هيدروژن به هليوم و انرژي تبديل مي گردد. ستارگان در مرحله هيدروژن سوزي به عنوان «ستارگان رشته اصلي» خوانده مي شوند. خورشيد ما حدود 5/4 ميليارد سال است که در چنين حالتي قرار دارد و مي تواند تا 5 ميليارد سال ديگر هم عمل مصرف سوخت هيدروژني را ادامه دهد. در مراحل بعدي چرخه حيات يک ستاره ، هليوم به کربن، اکسيژن و ساير عناصر سنگين تر تبديل مي شود. اين روند در حيات ستاره ها ادامه پيدا نموده و ممکن است به توليد عناصر سنگيني مانند آهن و اورانيوم هم بي انجامد.
زماني که سوخت هيدروژن ستاره به پايان مي رسد، از درون شروع به انبساط نموده و سطح آن تغييير رنگ مي دهد. ستاره در اين مرحله تغييرات شديد نموده و به يک غول سرخ يا ابر غول بر حسب جرم خود تبديل مي شود. پس از انبساط تا چندين برابر مقدار اوليه و مصرف هليوم ذخيره، غول قرمز لايه بيروني خود را شکسته و به سحابي سياره اي تبديل مي گردد. در اين هنگام بخش دروني ستاره شروع به انبساط نموده و حرارت سطحي آن افزايش يافته و تبديل به توده اي سفيد و داغ گشته و نهايتاً به «کوتوله سفيد» که ستاره اي فوق العاده چگال است، تبديل مي شود. يک قاشق چاي خوري از چنين موادي، به وزن چندين تن خواهد بود ستارگان خيلي سنگين تبديل به ابرغول مي گردند و ممکن است تا اندازه مدار سياره مشتري هم منبسط شده و بزرگ کردند. بعداً چنين ستارگان سنگيني تبديل به ستاره اي ناپايدار گشته و در قالب ستارگان با نور متغير، تبديل مي شوند. ضمن اين که تعداد قليلي از آن ها به مرحله «سوپرنوا» و انفجار مي رسند. سوپر نواها قسمت اعظم مواد خود را به بيرون پرتاب و از خود هسته اي بسيار متراکم و کوچک تحت نام «ستاره نوتروني» يا «پلسار» به جا مي گذارند. اين ستاره کوچک معمولاً خيلي سريع به دور خود مي چرخد و از خود نور و امواج راديويي بيرون مي دهد. پاره اي از ستارگان نوتروني ممکن است به «سياه چاله» تبديل گردند که محدوده اي بسيار متراکم را تشکيل داده و جاذبه به قدر قوي است که حتي نور با سرعت بسيار بالاي خود نمي تواند از ميدان گرانش بسيار شديد آن بگريزد.
 



  درخشندگي ستارگان

چشم غيرمسلح انسان قابليت تشخيص سه چيز در نقاط روشن آسماني نظير ستارگان را دارد که اين سه عبارت انداز درخشندگي، رنگ و جهت، درخشندگي يک ستاره که از زمين ديده مي شود به نام قدر ظاهري ناميده مي شود. در حدود 2000 سال قبل منجم يوناني ابرخس (هيپارکوس) درخشندگي ستاره در آسمان را چنين تعريف کرد که درخشنده ترين ستاره از «قدر اول» و ستارگاني که به سختي با چشم معمولي ديده مي شوند از «قدر ششم» هستند. در قرن 19 منجم انگليسي نورمن پوگسن(8)اين سنجش را به صورت دقيق تري تعريف نمود، بدين ترتيب که قدرها در هر مرحله 512/2 برابر درخشندگي قبلي نورانيت دارند. يک ستاره قدر اول به طور دقيق تا 100 برابر درخشنده تر از ستارگان قدر شش هستند. درخشنده ترين جرم در آسمان از قدر يکم مي باشد که درخشنده تر بوده و قدر ظاهري آن ها با عدد منفي نشان داده مي شود. درخشنده ترين ستاره آسمان، يعني شعراي يماني( آلفاي کلب اکبر) داراي قدر منهاي 46/1 و زهره، در درخشنده ترين حالت خود داراي درخشندگي منهاي 4 است.
قدر ظاهري خورشيد در حدود منهاي 27 مي باشد. قدر ظاهري اجرام آسماني بستگي به دو عامل يکي درخشندگي ذاتي و ديگري فاصله آن ها تا زمين دارد. يک ستاره ذاتاً کم فروغ اگر در نزديکي زمين قرار مي گرفت مي توانست درخشنده تر از ستاره اي باشد که در فاصله دور قراردارد اما ذاتاً درخشنده است.
 



  1- Ptolemy
2- Johann Bayer
3- Jakob Bartsch
4- Johannes Hevelius
5-Nicolas Louis de Lacaille
6- Thuban
7-Uranometria
8-Norman Pogson
 

ادامه نوشته

رنگ و اندازه ستاره

رنگ و اندازه ستاره

 

حرارت يک ستاره را مي توان از رنگ آن استنباط کرد. به عبارت ديگر اين عمل از روي طيف نشري ستاره تشخيص داده مي شود. ستارگان قرمز، نظير قلب العقرب( آلفاي عقرب) به عنوان سردترين، با درجه حرارت سطحي فقط 3000 کلوين ؛ و ستارگان زرد، مانند خورشيد داراي حرارت متوسط در حدود 58000 کلوين در سطح، و ستارگان سفيد نظير شعراي شامي (آلفاي کلب اصغر) با 7500 کوين و ستارگان خيلي داغ آبي رنگ، مانند ستارگان کمربند جبار حرارتشان از 50000 کلوين بالاتر است. (براي تبديل کلوين به مقياس فارنهايت از فرمول استفاده شود).
ستاره شناسان روش مخصوصي براي طبقه بندي ستارگان تدبير کرده اند که «رده بندي طيفي» ناميده مي شود. اين روش بر اساس توان و موقعيت خطوط جذبي در خنک ترين (آبي ترين تا قرمزترين) يعني هفت نوع اصلي طيف شامل O,B,A,F,G,K,M مي شوند( گاهي در زبان انگليسي و به جهت يادآوري اين عبارت به شکل Be,Oh, A fine Girl/ Guy,kiss Me بهکار برده مي شود). هر چند که همه ستارگان درجه حرارت سطحي آن ها بستگي به رنگشان دارد، اما ظاهر و با چشم غيرمسلح اکثر ستارگان سفيد به نظر مي رسند، زيرا چشم انسان براي تغييرات جزئي رنگ، چندان حساس نمي باشد. ما رنگ هاي سطحي را فقط در ستارگان قدر يکم يا درخشنده تر تشخيص مي دهيم. هر گروه طيفي به چند زير مجموعه از صفر تا 9 يعني از داغ ترين تا سردترين تقسيم بندي شده اند.
درخشندگي يک ستاره تابعي از اندازه آن هم مي باشد. در حالي که ستارگان داغ تر ذاتاً درخشنده تر، ستارگان خنک تر کم فروغ تر هستند، و پاره اي از ستارگان غول سرد و ابرغول، خيلي درخشنده مي شوند، زيرا اندازه آن ها خيلي بزرگ است. روش ديگر در طبقه بندي بر مبناي کلاس تابندگي آن هاست که ستارگان را طبق اندازه شان طبقه بندي مي کنند. ستارگان رشته اصلي از نظر درخشندگي ممکن است در کلاس Ia , Iab و يا Ib قرار گيرند و کوتوله هاي سفيد کلاس تابندگي شان در VII باشد. طبقه بندي کامل يک ستاره بايد شامل نوع طيف و کلاس تابندگي آن گردد. خورشيد زرد رنگ ما در رشته اصلي و از نوع G2V مي باشد.



  ستارگان چند تايي و متغير

بيشتر ستارگان داراي حداقل يک همدم هستند که در اين صورت آن ها را ستارگان جفتي (دوتايي) ، سه تايي يا سامانه هاي چند تايي برحسب تعدادشان مي نامند. ستارگان چند تايي از نظر ديدن از درون دوربين دو چشمي و تلسکوپ هاي کوچک، قشنگ و جالب هستند. سامانه هاي ستاره اي چند تايي فيزيکي با نيروي گرانش با هم در ارتباط اند و ستارگان درون آن ها به دور هم مي چرخند. سامانه هاي ستاره اي چند تايي اپتيکي با هم ارتباطي ندارند و اغلب با هم داراي فواصل زيادي هستند و فقط به لحاظ اين که از نظر ما در يک راستا قرار مي گيرد، ظاهراً به هم نزديک به نظر مي رسند. بعضي از سامانه هاي ستاره اي چند تايي فيزيکي به نام «دوتايي هاي اسپکتروسکپي» يا «چندتايي» خوانده مي شوند، اينها چنان به هم نزديک اند که نمي شود آن ها را از هم تفکيک نمود. حضور بيش از يک ستاره در يک نقطه را فقط از طريق طيف نور ساطع شده از مجموعه، مي توان به طور قاطع درک کرد. نوع ديگر ستارگان دوتايي به نام «دوتايي گرفتي» ناميده مي شوند. در چنين سامانه اي يک ستاره به طور متناوب باعث گرفتگي ديگري مي گردد.
اين حالت وقتي اتفاق مي افتد که يکي در مدار خود از مقابل ديگري عبور مي نمايد و باعث کم نور شدن ستاره براي چند ساعتي مي گردد.
با وجود تغييرات در قدر،«جفتي گرفتي» يک ستاره متغير واقعي نيست. متغيرها تک ستاره هايي هستند که خروجي نور آن ها واقعاً تغيير مي کند. قسمت اصلي آن ها «متغيرهاي تپنده» هستند که هم از نظر حرارت و هم قدر( متغيرهاي تپنده داراي انواع زيادي هستند) تغيير پيدا مي کنند، «متغيرهاي فوراني» يعني ستارگاني که انفجار را تجربه مي نمايند، به همراه نواخترها و ابر نواخترها و «متغيرهاي چرخشي» ستارگان سرد با لک هاي تيره بر روي سطح ( مانند لک هاي خورشيدي) که باعث نقصان در درخشندگي در جهتي مي شود که در چرخش خود به طرف ما قرار مي گيرد.
 



  اجرام اعماق آسمان ها

اصطلاحاً به گروهي از ستارگان، نظير خوشه هاي ستاره اي و کهکشان ها، اجرام غيرستاره اي، مانند سحابي ها که در وراي منظومه شمسي ما قرار دارند، اطلاق مي شود. اين اجرام توسط ستاره شناسان به صورت کاتالوگ درآورده شده و صدها فهرست از آن ها تهيه و در دسترس است. يکي از معمولي ترين فهرست ها منسوب به مسيه(1)است. ضمناً «کاتالوگ عمومي جديد»(2) و مکمل آن و نهايتاً «کاتالوگ اندکس»(3)از انواع ديگرند.
در اواخر قرن 18 شارل مسيه ستاره شناس فرانسوي که توسط معاصرين خود با نام «کاوشگر دنباله دارها» لقب گرفته بود، اغلب «اجرام مات» آسمان او را نسبت به يافتن دنباله دارها به شک مي انداخت، در حالي که امروزه مي دانيم اين اجرام شامل خوشه هاي ستاره اي ، سحابي ها و کهکشان ها هستند. او فهرستي از «اجرامي که بايد از آن ها پرهيز کرد» را جهت اجتناب از بروز اثر خطاي نامطلوبشان در يافتن دنباله دارها، تهيه نمود. ستاره شناسان بعد از او، اين فهرست را کمي تعديل نموده و گسترش دادند به طوري که امروزه فهرست «اجرام سيه» با حدود يکصدجرم در بين ستاره شناسان به خصوص آماتورها جايگاه والايي دارد. «کاتالوگ عمومي جديد» و «کاتالوگ اندکس» از اجرام اعماق آسمان در اواخر قرن 19 تکميل و تاکنون چندين بار بازنگري شده است. بسياري از اجرام اعمال آسمان داراي شماره مسيه و همچنين NGC يا (IC) مي باشند.
 



  خوشه هاي ستاره اي

خوشه هاي ستاره اي عبارت انداز گروهي از ستارگان همانند از نظر سن و ترکيبات، که از يک ابر بين ستاره اي و تقريباً همزمان به وجود آمده و نيروي گرانش آن ها را در کنار يکديگر قرار داده است.
«خوشه هاي باز» (که معمولاً خوشه هاي کهکشاني خوانده مي شوند) عبارت انداز چندين ستاره تا چند هزار ستاره نسبتاً جوان که به صورت گروهي باز، درخشنده و معمولاً داغ و آبي هستند. اينها بيشتر همراه با گازهاي بين ستاره اي بوده که در درونشان ستارگان به وجود مي آيند. پراکنده ترين خوشه باز ستاره اي به نام «مجتمع ستاره اي » خوانده مي شود. خوشه پروين در صورت فلکي ثور، يک خوشه نسبتاً متراکم جوان و باز است.
«خوشه هاي کروي» عبارت انداز توده اي از ستارگان در فضايي نسبتاً کروي که تعداد آن ها تا چندين ميليون هم مي رسد و در اوايل شکل گيري کهکشان به وجود آمده اند. ستارگان خوشه هاي کروي معمولاًً مسن، به صورت غول سرخ و ابر غول بوده و در بين آن ها خيلي کم گازهاي بين ستاره اي يافت مي شود. اکثر خوشه هاي کروي از زمين بسيار دور هستند. درخشنده ترين آن ها با چشم معمولي به صورت يک ستاره مات به نظر مي آيد.
 



  سحابي ها

سحابي ها ابرهايي از گاز (بيشتر از همه هيدروژن) و غبار ( کربن و سليس ) در فضا مي باشند. سحابي هاي درخشان از درون تلکسوپ هاي کوچک مناظر زيبايي را مي سازند. انواع سحابي ها عبارت انداز : «سحابي هاي جذبي» که از ابرهاي تيره تشکيل شده اند و غبارهاي موجود در آن ها، نور رسيده از فواصل دور را جذب يا پراکنده مي نمايد. «سحابي انعکاسي» که وسيله نور ستارگان نزديک و منعکس شده از ذرات غبار، روشن مي شوند، «سحابي هاي نشري» از نور فلور سنس گازهاي مجاور، توسط پرتوافکني ستاره هاي نزديک درخشنده مي شوند؛ «سحابي هاي سياره اي» که گاهي به صورت حلقه اي نازک از گازهاي حاصل از بيرون ريختن مواد در پايان زندگي غول هاي قرمز به وجود آمده اند و «پس مانده هاي ابرنواختر» که عبارت خواهد بود از پوسته نازک، غير منظم و عظيم گازهاي منبسط شده که از بقاياي انفجار ابر نواخترها به وجود آمده باشد. هر سه مورد سحابي هاي جذبي، نشري و انعکاسي را «سحابي هاي پخشنده» گويند.  



  کهکشان ها

کهکشان ها عبارت انداز توده هايي از گاز، غبار و ميليون ها يا ميلياردها ستاره که با کمک نيروهاي گرانش متقابل، دور هم جمع شده اند. کهکشان ها به صورت خوشه ها و خوشه هاي کهکشاني در قالب ابر خوشه ها هستند. کهکشان راه شيري ما متعلق به خوشه کهکشاني «گروه محلي» و «ابر خوشه قوس» مي باشد. «کهکشان هاي بيضوي» «نوع E» به آن هايي گفته مي شود که از نظر شکل تقريباً از کروي تا خيلي کشيده باشند.
اينها شامل مقدار کمي از گاز و يا کلاً بدون گاز و غبار بوده و در برگيرنده ستاره هاي پير مي باشند. «کهکشان مارپيچي ميله اي» (نوع SB) از نوع مارپيچي با ميله اي از ستارگان مواد بين ستاره اي است که به طرف مرکز آن پيش مي رود. کهکشان هاي نامنظم، (نوع Irr) آن هايي هستند که شکل خاصي نداشته و معمولاً کوچک مي باشند. کهکشان هايي که در هيچ يک از اين دسته بنديها تعريف نشود، به نام «کهکشان هاي خاص» ناميده مي شوند.
 



  رصد آسمان

آنچه را که شما در آسمان مي بينيد عمدتاً بستگي به فصل سال، زمان روز يا شب، موقعيت شما روي کره زمين و شرايط جوي دارد. وقتي شما در مکاني مناسب و خارج از خانه هستيد، چند دقيقه اي طول خواهد کشيد تا چشمان خود را با محيط تطبيق دهد. براي حفظ اين تطابق نبايد ديگر نور سفيد براي مطالعه نقشه آسمان يا کنترل و تنظيم ابزار، به کار برد. در اين گونه مواقع بايد از چراغ قوه هاي کوچک که با فيلتر قرمز يا چند لايه از سلوفان قرمز پوشيده شده باشد، استفاده کرد.
قبل ازاينکه شما براي ديدن آسمان قدم به بيرون بگذاريد، چند دقيقه اي بينديشيد که چه چيزهايي را مي خواهيد ببينيد يا پيدا کنيد. در اين کتاب به عنوان راهنما، چارت هاي مخصوصي براي هر فصل از سال يا ارائه صورت هاي فلکي و ستارگان درخشان آسمان که در ابتداي شب در هر زمان از سال در آسمان ديده مي شود،نشان داده شده است . چارت هاي هر صورت فلکي به طور جداگانه براي آسمان نيم کره شمالي با نشان دادن موقعيت ستارگان درخشان و شرحي براي آن ها و همچنين اجرام اعماق آسمان که با ابزار ساده ستاره شناسان آماتور قابل دسترسي است، ارائه گرديده است.
راهکار مناسب براي اينکه موقعيت آسمان بالاي سرخود را بشناسيم به اين قرار است که در ابتدا، صورت هاي فلکي خيلي مشخص آسمان را بايد پيدا کرد و از آن ها به عنوان علائم راهنما براي پيدا کردن ساير صور فلکي استفاده نمود. بعضي از بهترين صورت هاي آسمان عبارت انداز جبار، ثور و يکي از خوشه هاي ستاره اي نزديک يعني خوشه پروين، خرس بزرگ (دب اکبر)، صورت فلکي دبيلو(w) شکل يا ذات الکرسي و عقرب مي باشند. بعضي ديگر از صورت هاي فلکي کمتر واضح بوده ولي هنوز هم قابل توجه هستند، از جمله چهارگوش بزرگ از صورت فلکي اسب بالدار، دجاجه، اسد و شبه ذوزنقه صورت فلکي غراب يا کلاغ است.
اگر شما علاقمند به رصد اجرام اعماق آسمان هستيد، بايد توجه داشته باشيد که صورت هاي فلکي موجود در امتداد صفحه راه شيري، از لحاظ وجود خوشه هاي باز و سحابي، غني مي باشند. بنابراين لازم است که شما نگاه خود را به وراي اين صفحه يعني اعماق آسمان در خار از قلمرو کهکشان خودمان متمرکز کرده و ديگر کهکشان و خوشه هاي کروي را مورد بررسي قرار دهيد.
 



  سياحت د ر آسمان

اولين قسمت از بخش تصاوير رنگي اين کتاب اختصاص به سياحت آسماني دارد که به همراه 16 چارت فصلي آسمان بوده و هر کدام با شرحي مختصر در مورد همان بخش آسمان است که تصوير آن نشان داده شده. از آنجا که مقدور نيست تصوير تمام گنبد آسمان را يک «حجم وسيع» مي باشد، بر روي کاغذ «مسطح» تصوير نمود، لذا براي هر فصل چهار چارت در جهات چهارگانه و اصلي آورده شده که عبارت انداز : شمال غربي، شمال شرقي، جنوب غربي و جنوب شرقي . علامت به شکل قطب نما، در کنار اين صفحات نشان دهنده بخشي از اين چهار تصوير است . شما مي توانيد به سادگي چارت و صورتتان را در جهت تصاوير چارت قراردهيد. در اين چارت ها صور فلکي به همراه ستارگان عمده آسمان ترسيم شده است. سطوح آبي مات و موج دار، نماينده باريکه هايي از کهکشان راه شيري اند. نقطه سرسو يعني نقطه اي که دقيقاً در بالاي سر قرار مي گيرد (Zenith) در هر چارتي مشخص شده است.
چارت هاي فصلي آسمان براي نشان دادن آسمان از عرض جغرافيايي 35 درجه شمالي، در ساعت و زمان ذکر شده در هر چارت، ترسيم شده است. اين چارت ها را مي توان براي مناطق وسيع تري از عرض هاي مياني شمالي و همچنين زمان هاي مختلف هم به کار برد. اگر موقعيت رصدي ما در بالاي عرض 35 درجه شمالي است، بايد به خاطر داشته باشيد که هر چيزي در ربع هاي شمال غربي و شمال شرقي در آسمان کمي بالاتر مشاهده مي شود و اجرام مربوط به ربع هاي جنوب شرقي و جنوب غربي در آسمان، کمي پائين تر به نظر مي آيند. ضمناً به ياد داشته باشيد که اختلاف دو ساعت در شب نسبت به ارقام نوشته شده، معادل يک ماه در تاريخ آسمان است. بنابراين مکان اجرام در آسمان در ساعت 9:00 بعد از ظهر 15 ژانويه مطابق با ساعت 11:00 شب 15 دسامبر و يا 7:00 بعد از ظهر 15 فوريه خواهد بود. با دقت در آسمان ديروقت شب، يا صبح زود، شما مي توانيد ستاره هاي اوايل شب فصول ديگر را ببينيد.
در اين چارت هاي فصلي، فقط ستاره ها و صور فلکي با توجه به تغييرات پيوسته موقعيت اجرام منظومه شمسي، نشان داده شده . اگر شما مايل به پيدا کردن سيارات در بين ستارگان هستيد بايد بر حسب تاريخ به ساير مدارک و الماناک هاي نجومي مراجعه نماييد.
سياحت در آسمان مثل هر گردش ديگري به شما کمک مي کند که راه خود را در بالاي سرتان بيابيد. موقعي که شما منطقه جالب توجه خودتان را در آسمان پيدا کرديد، قادريد که با مراجعه مجدد به چارت صورت هاي فلکي، مطالعات عميق تري داشته باشيد.
 



  چارت صورت هاي فلکي

تعداد 16 چارت فصلي آسمان شامل 54 صورت فلکي مي باشند که به سادگي در نيم کره شمالي قبال مشاهده اند. ضمناً اين کتاب صورت هاي فکلي واقع در 30 تا 35 درجه اي جنوب استواي سماوي را هم ضميمه دارد (ميل منهاي 30 تا منهاي 35 درجه) صورت هاي فلکي مناطق خيلي جنوبي [ که ممکن است در پاره اي نقاط ايران هم ديده شوند] در فهرست ضمايم کتاب آمده است.
چارت هاي صورت فلکي به ترتيب حروف الفبا است. هر چارت مي تواند مرزهاي صورت فلکي و شکل صورت مورد نظر را نشان دهد. ستارگان با کمک حروف يوناني نشان داده شده و اجرام اعماق آسمان هم با حروف مسيه، NGC و IC آمده اند (شماره هاي مسيه با پيشوند M و عدد IC با «I» و شماره CGN پيشوندي ندارد) با ادامه اين بخش به حروف يوناني و کليد راهنماي چارت ها مي رسيم که تعيين کننده علايم لازم براي قدرهاي گوناگون و اجرام مختلف اعماق آسمان است. مختصات نجومي شامل ميل (درجه) و بعد (ساعت) هم روي چارت ها آورده شده . (لطفاً براي توضيحات بيشتر به صفحه 178 مراجعه کنيد) . بعضي از چارت ها داراي خطوط نقطه چين سياه بوده که نشانگر دايره گرفتگي يا سطحي به رنگ آبي مواج است که بخش هاي نوراني راه شيري را نشان مي دهد. توجه کنيد که چارت هاي صورت فلکي از نظر شرق و غرب معکسو اند. علت اينکه وقتي شما به نقشه زمين نگاه مي کنيد از بالا به پايين منظره را مي نگريد و زماني که آسمان را نظاره مي نماييد در حقيقت ا ز پائين به بالا نگاه مي کنيد و در نتيجه شرق در سمت چپ و غرب در سمت راست قرار مي گيرد.
 



  شرح صور فلکي

در مقابل هر يک از چار ت هاي صور فلکي، متن لازم نيز نوشته شده است. فقط با دو صورت فلکي برخورد متفاوتي گرديده: يکي مار آبي يا شجاع که متن آن در دو صفحه به همراه دو چارت آمده که آن هم به لحاظ اندازه بزرگ صورت مربوطه بوده است . ديگري نصف صورت فلکي مارها، تنها صورت فلکي غيرمتصل، به اسم « دم مار» که بر روي چارت صورت فلکي سپر آورده شده، در حالي که «سر مار» داراي چارت مخصوص به خود است. ولي شرح هر دو مجموعه در صفحه مقابل به عنوان يک صورت فلکي براي «سر مار» و بلافاصله بعد از صورت فلکي سپر ذکر شده است.
براي هر صورت فلکي يک اسم لاتيني مورد قبول «اتحاديه بين المللي ستاره شناسي» در سال 1930 انتخاب گرديده که به دنبال آن خلاصه اسم با سه حرف استاندارد آمده است. «بر روي نصف النهار»، تاريخي است که صورت فلکي در ساعت 9:00 بعد از ظهر در بالاي سر قرار مي گيرد (مثلاً بر روي نصف النهار ناظر که خطي است شمالي ، جنوبي که از قطب سماوي آغاز مي شود و از سر سوي ناظر عبور مي کند). اين ساعت بر حسب زمان محلي بيان گرديده [ که در نيمه اول سال به لحاظ تغيير يک ساعت براي صرفه جويي از نور روز در ايران، ساعت 9 بايد 10:00 شب محسوب گردد]. به همراه آن اطلاعاتي در خصوص ابعاد صورت فلکي يعني مساحتي که بر اساس مرزهاي رسمي دارد و در آسمان ديده مي شود، آورده شده. در بالاي حاشيه سمت چپ هم شکلي را که ستاره هاي صورت فلکي با هم مي سازند، نشان داده شده است.
شرح هر صورت فلکي، از توضيح عمومي در خصوص آن صورت فلکي، آغاز و به تاريخچه و افسانه هاي مربوط به آن پرداخته شده و در نهايت آنچه را که در خصوص اجرام فلکي آن صورت مي باشد، ذکر شده است. پاراگراف دوم به شرح ستاره هاي عمده شامل روشن ترين ستارگان در صورت فلکي مي پردازد. اين بخش شامل حروف يوناني انتخاب شده براي هر ستاره، اسم عمومي (اگر موجود باشد) نوع طيف و رتبه تابندگي، قدر ظاهري، فاصله تا زمين بر حسب سال نوري (IY) و ساير اطلاعات مربوطه از جمله اين که آيا ستاره متغير مي باشد يا جزء ستارگان چند تايي است ، بيان مي گردد. در بخش پاياني هم شرحي بر اجرام اعماق آسمان مانند خوشه هاي ستاره اي ، سحابي ها، کهکشان هايي که در درون مرزهاي آن صورت فلکي واقع شده اند، آورده شده ، اطلاعاتي در مورد قدر، فاصله تا زمين بر حسب سال نوري، موقعيت آن نسبت به اجرام ديگر، و اندازه ظاهري (در ضميمه مربوطه به «سامانه هاي اندازه گيري» شرح داده شده ) هم جزيي از اطلاعات است. اغلب اجرام اعماق اسمان با اعداد مسيه (که با M آغاز مي شود) شماره کاتالوگ عمومي جديد (NCG) يا شماره کاتالوگ اندکس (IC) نوشته شده است.
براي افرادي که اولين بار نقشه دو بعدي کوچکي نظير اين چارت ها را با گنبد آسمان بزرگ بالاي سر خود قياس مي کنند ، ممکن است کمي موضوع مشکل به نظر آيد. البته مقداري هم زمان لازم است تا ستاره شناسان جوان شکل اين صورت هاي فلکي را به همراه اسامي و ساير اجرام آسماني به ذهن خود بسپارند. اما حاصل با عظمت است : شما توانسته ايد خود شروع به تملک کيهان نماييد. بنابراين مجهز شويد، با لباس مناسب يک ترموس از چاي داغ، و مصمم قدم به بيرون بگذاريد و محل مناسبي را براي ديد زدن به آسمان انتخاب کنيد. موفق باشيد!
 



  کليدهاي راهنماي چارت هاي آسمان و فهرست الفباي يوناني

 



  شکل جهت نما



  1 -Messier
2 - New General Catalog NGC
3 -Index Catalog
 

ادامه نوشته

آسمان بهار : شمال غربي

آسمان بهار : شمال غربي

 

مشخصات چارت : آسمان 25 اسفند، ساعت 11 شب
آسمان 25 فروردين، ساعت 10 شب ( با توجه به تغيير ساعت) (1)
آسمان 25 ارديبهشت، ساعت 8 شب
در اين ايام بايد با صورت فلکي جبار و ستارگان زمستاني، خداحافظي کرد. ما مي توانيم آن ها را در افق پايين و در موقع غروب تا اواخر فروردين هم ببينيم. صورت فلکي ثور و ستاره درخشان نارنجي. قرمز آن يعني آلفا يا دبران در آسمان شمال غربي در افق بسيار پايين قرار گرفته است. عيوق يا آلفاي ارابه ران در بالاي صورت فلکي ثور است . صورت فلکي بر ساووش در زير عيوق و ستارگان ذات الکرسي به شکل دبليو(W) در پايين آسمان شمالي و دقيقاً کمي بالاي افق واقع شده است. ستاره کاستور ( آلفاي جوزا)، پولوکس (بتاي جوزا) و شعراي شامي (آلفاي کلب اصغر) در بالا و در غرب عيوق قرار دارند. ستارگان کم فروغ صورت فلکي سياه گوش نياز به چشماني تيزبين دارند تا بتوان اين صورت فلکي گربه گون را ديد که در بالا عيوق قرار دارد. کهکشان راه شيري در اين مکان ذاتاً کم فروغ است، ولي در منطقه ذات الکرسي در جايي که به افق برخورد مي کند به حداکثر درخشندگي خود مي رسد، البته اگر آلودگي نوري و مشکلات اتمسفري اين اجازه را بدهد.


 



  آسمان بهار: شمال شرقي
مشخصات چارت: آسمان 25 اسفند، ساعت 11 شب
آسمان 25 فروردين، ساعت 10 شب
آسمان 25 ارديبهشت، ساعت 8 شب

 

در بالاي آسمان شمال شرقي، دب اکبر که در نزد مردم به خرس بزرگ معروف است قرار دارد. دو ستاره انتهايي در کاسه ي آبگردان به نام «راهنمايان» معروف هستند که اگر آن ها را به هم متصل و ادامه دهيم به ستاره قطبي (آلفاي خرس کوچک) يا ستاره شمال مي رسيم. اگر اين دو ستاره را از سمت ديگر ادامه دهيم، به صورت فلکي اسد درجنوب شرقي مي رسيم. اگر قوس دسته آبگردان خرس بزرگ را ادامه دهيم به ستاره روشن نارنجي سماک رامح (آلفاي عوا) در نيمه راه آسمان شرقي خواهيم رسيد که قاعده بادبادکي شکل عوا يا گاوران را تشکيل مي دهد که در اين شرايط تقريباً افقي است . اگر خط را از سماک رامح باز هم بيشتر ادامه دهيم. به «سماک اعزل» يا آلفاي سنبله در سمت جنوب شرقي خواهيم رسيد. در زير سماک اعزل يک قوس از ستارگان به نام اکبر شمالي وجود دارد که در زير آن صورت فلکي پروانه مانند يا اچ(H) شکل هرکول مي باشد. دقيقاً در شمال شرقي ستاره سفيد رنگ چشمک زن نسر واقع يا آلفاي شقايق (چنگ رومي)، اولين ستاره ي پيام آور فصل تابستان حضور دارد.  



  آسمان بهار: جنوب شرقي
مشخصات چارت: آسمان 25 اسفند، ساعت 11 شب
آسمان 25 فروردين ساعت 10 شب
آسمان 25 ارديبهشت ، ساعت 8 شب

 

ستارگان درخشان آسمان جنوب شرقي براي اين ايام عبارت انداز ستاره درخشان سفيد سماک اعزل، آلفاي سنبله ، ستاره غول سرخ رنگ سماک رامح و آلفاي عوا، باي يافتن آن ها مي توان ستاره هاي دسته آبگردان دب اکبر را ادامه داد تا به سماک رامح و سپس سماک اعزل رسيد. در سمت راست سماک اعزل، چهار ستاره قابل توجه غراب يا کلاغ وجود دارد. در بالاي سنبله ستاره درخشان ذنب الاسد، بتاي دم شير يا اسد وجود دارد. در شرق ذنب الاسد خوشه اي از ستارگان به نام گيسوان برنيکه قرار دارد که به نظر مي رسد کلاله يا منگوله اي در دم شير باشد. وقتي که شما به سمت گيسوان برنيکه نگاه مي کنيد، در حقيقت به شمال نظاره نموده ايد که عمود بر سطح راه شيري و در ماوراي مناطق کهکشان ماست. گيسو و صورت فلکي نزديک به آن يعني سنبله، جايگاه هزاران کهکشان کم فروغ مي باشد که با تلسکوپ هاي آماتوري غيرقابل مشاهده اند.  



  آسمان بهار : جنوب غربي
مشخصات چارت: آسمان 25 اسفند، ساعت 11 شب
آسمان 25 فروردين ، ساعت 10 شب
آسمان 25 ارديبهشت، ساعت 8 شب

 

صورت فلکي عظيم جبار در افق خيلي پايين غربي قرار گرفته، شعراي يماني يا ستاره سگ ( ستاره آلفاي صورت فلکي کلب اکبر) ، دقيقاً در بالاي افق است و بر روي ستاره شعراي شامي (آْلفاي کلب اصغر) يا ستاره سگ کوچک قرار گرفته. قدري بالاتر در سمت غرب جنوب غربي يک جفت از ستاره هاي جوزا، يعني کاستور( آلفاي جوزا) و پولوکس (بتاي جوزا) قرار دارند. ستاره قلب الاسد که آلفاي صورت فلکي اسد مي باشد تقريباً در روي نصف النهار جنوبي واقع است. بعضي از صورت هاي فلکي کم فروغ آسمان از جمله مار آبي يا دريايي ، سرطان يا خرچنگ، بقيه آسمان جنوب غربي را مي پوشانند. صورت فلکي مار آبي بزرگترين و درازترين صورت فلکي در آسمان است و براي طلوع کامل اين صورت حدود شش ساعت وقت لازم است . سر مار در زير سرطان و کمي به سوي شرق شعراي شامي است.  



  1- در اين کتاب تغيير زمان به اندازه يک ساعت در نيمه اول سال در نظر گرفته شده، لذا ساعات مذکور به وقت رسمي ايران  

ادامه نوشته

آسمان تابستان : شمال غربي

آسمان تابستان : شمال غربي

 



  آسمان تابستان : شمال غربي
مشخصات چارت: آسمان 25 خرداد، ساعت 12 شب
آسمان 25 تير ، ساعت 10 شب
آسمان 25 مرداد، ساعت 8 شب

 

دب اکبر با بخش آبگردان شکلش، در اين ايام، آسمان شمال غربي را تحت سلطه خود دارد. دسته هلالي آبگردان به سمت سماک رامح (ستاره آلفاي عوا) که ستاره اي روشن از نوع غول سرخ مي باشد، نشانه رفته است. در پيچ و خم بين دو صورت فلکي دب اکبر (خرس بزرگ) و دب اصغر (خرس کوچک)، بخشي از ستارگان صورت فلکي کم فروغ اژدها، که در اين ايام کاملاً در بالاي آسمان است، قرار دارد و از شمال غربي بالاي ستاره قطبي (آلفاي خرس کوچک) به سمت شمال شرق کشيده شده است. اسد به پايين و به سمت غرب مي رود، قلب الاسد (آلفاي اسد) که قبلاً در زير افق ناپديد شده است . در بالاي اسد ستاره هاي کم فروغ گيسوي برنيکه، که در بعضي از فرهنگ ها به عنوان کلاله و يا منگوله انتهاي دم شير محسوب شده، قرار دارد.  



  آسمان تابستان : شمال شرقي
مشخصات چارت: آسمان 25 خرداد ، ساعت 12 شب
آسمان 25 تير ، ساعت 10 شب
آسمان 25 مرداد، ساعت 8 شب

 

سه ستاره درخشان مثلث تابستاني در اين ايام در بالاي آسمان شمال شرقي، خودنمايي مي کنند. اين سه ستاره عبارت اند از نسر واقع يا آلفاي شلياق يا چنگ رومي که درخشنده ترين است، بعد از آن دنب، يا آلفاي دجاجه يا قو که در سمت شمال شرقي است، نسرطاير، آلفاي طاير يا عقاب که دورترين مي باشد. دو ستاره آخري در نورمات کهکشان راه شيري که از افق شمال، شمال شرقي به سمت بالا و در جهت ذات الکرسي مي رود، غوطه ورند. در زير نسر طاير صورت فلکي کوچک و کم فروغ دلفين قرار دارد. در سمت چپ دجاجه صورت فلکي قيفاووس و در زير آن ذات الکرسي مستقر است.اولين ستاره چهار گوش بزرگ اسب بالدار، به عنوان علامتي که نشانگر شروع فصل پاييز است در بالاي افق شمال شرقي کم کم طلوع مي کند.  



  آسمان تابستان : جنوب شرقي
مشخصات چارت: آسمان 25 خرداد ، ساعت 12 شب
آسمان 25 تير ، ساعت 10 شب
آسمان 25 مرداد، ساعت 8 شب

 

صورت فلکي قوس با بخش قوري چاي گونه اش در افق پايين جنوب شرقي حضور دارد. وقتي که شما در جهت صورت فلکي قوس به آسمان نگاه کنيد در حقيقت شما به مرکز کهکشان ما نظاره مي نماييد. در اينجا ابرهاي راه شيري درخشنده ترند و از سمت جنوب شرقي آسمان به طرف شمال شرقي از درون صورت هاي عقاب، دجاجه و ذات الکرسي کشيده شده اند. در اين ايام نسر طاير يا ستاره آلفاي صورت فلکي عقاب در سمت شرق است و ستاره درخشان نسر واقع يا آلفاي چنگ رومي در بالاي آن قرار دارد. قدري بالاتر و در جهت سرسو، صورت فلکي جائي يا هر کول با شکل اچ (H) مانند، قرار دارد. اگر آسمان واقعاً تاريک مي بود، حالا زماني است که مي توانستيم صورت فلکي عظيم حوا و صورت فلکي دو بخشي ما را که به دور اين صورت فلکي پيچيده است. ببينيم . اين ستاره هاي کم فروغ، بخش عظيمي از آسمان جنوبي را در زير صورت فلکي هرکول اشغال مي کنند.  



  آسمان تابستان : جنوب غربي
مشخصات چارت: آسمان 25 خرداد ، ساعت 12 شب
آسمان 25 تير ، ساعت 10 شب
آسمان 25 مرداد، ساعت 8 شب

 

صورت فلکي عوا با شکل بادبادک گونه اش و ستاره آلفاي آن يعني سماک رامح در اين ايام در بلنداي آسمان غرب، مي درخشند. بين صورت هاي عوا و هر کول در سرسو صورت فلکي اکليل شمالي يا تاج شمالي قرار دارد. صورت فلکي عقرب و ستاره آلفاي آن يعني قلب العقرب در سمت جنوب هستند. سماک اعزل يا آلفاي صورت فلکي سنبله، به تنهايي در افق پايين و غرب نشسته اند. در بين عقرب و سنبله، ستاره هاي صورت فلکي ميزان يا ترازو که گاهي به عنوان چنگال عقرب هم مطرح بوده، قرار دارند. اگر دزدانه به آسمان افق جنوبي نگاهي بيندازيم، يکي از گوهرهاي زيباي آسمان جنوبي يعني قنطورس را مشاهده مي کنيم. درخشان ترين ستاره آن، يعني رجل قنطورس (آلفا) و وزن ( بتا) چنان در افق پايين هستند که ديدارشان از عرض هاي بالا به سختي مقدور است. هر دو ستاره از کواکب درخشان آسمان هستند که با آلفاي قنطورس يک مجموعه ي سه تايي از ستارگان را به عنوان نزديک ترين ستارگان به کره زمين را تشکيل مي دهند. فاصله آن ها فقط در حد سال نوري است.  

ادامه نوشته

آسمان پاييز : شمال غربي

آسمان پاييز : شمال غربي

 



  مشخصات چارت: آسمان 25 شهريور ، ساعت 12 شب
آسمان 25 مهر ، ساعت 9 شب
آسمان 25 آبان ، ساعت 7 شب
شکل جهت نماي صفحه 50 کتاب

 

هنوز هم مثل تابستاني در آسمان شمال غربي ديده مي شود: نسر طاير که آلفاي عقاب است، تقريباً به سمت غرب، نسر واقع يعني آلفاي شلياق يا چنگ رومي در نيمه ي راه سمت بالا و به سوي آسمان شمال غربي قرار دارد، ضمن اين که دنب يعني آلفاي صورت فلکي دجاجه يا قو در محدوده دوسومي راه بين افق و سرسو قرار دارد. هرکول در افق پايين شمال غربي است. صورت فلکي دب اکبر با بخش آبگردان گونه اش در افق پايين شمالي حضور دارد. دب اصغر يا خرس کوچک در اين ايام در سمت چپ ستاره قطبي (آلفاي خرس کوچک) و در انتهاي دسته خود ايستاده است. در بالاي خرس کوچک، صورت فلکي قيفاووس يا سلطان ملکه ذات الکرسي و همچنين شاهزاده آندرو مدا هر دو با فاصله اي در سمت شرق حضور دارند. ستاره هاي صورت فلکي اژدها در بين دو صورت فلکي خرس کوچک و هرکول جاي گرفته اند.  



  آسمان پاييز: شمال شرقي
مشخصات چارت: آسمان 25 شهريور ، ساعت 12 شب
آسمان 25 مهر ، ساعت 9 شب
آسمان 25 آبان، ساعت7 شب

 

در اين ايام در آسمان شمال شرقي، صورت فلکي دبليو (W) شکل ذات الکرسي که همان ملکه است، قرار دارد. دخترش، آندرومدا، در کنار او از شمال شرق چهارگوش اسب بالدار به طرف افق ادامه مي يابد. در زير آندرومدا و قيفاووس ، بر ساووش قهرمان حضور دارد. درخشنده ترين ستاره هاي اين قسمت از آسمان، در زير اين گروه سلطنتي واقع اند.
ستاره زرد رنگ عيوق (آلفاي ارابه ران) در درون مجموعه صورت فلکي پنج ضلعي ممسک العنان يا ارابه ران و همچنين ستاره سرخ رنگ دبران (آلقاي ثور) که همان چشم گاو است، در اين محل هستند. خوشه ستاره اي وي (v) شکل يا قلايص (بادبران در انتهاب بازوي پائيني V شکل)، به نظر مي رسد که در اين ايام نوک پيکاني اش به سمت راست باشد. در بالاي دبران ستارگان خوشه کوچک اما زيباي پروين وجود دارد که از درون دوربين هاي دو چشم بسيار جالب است. در اينجا کهکشان راه شيري نسبت به افق، عمود به نظر مي رسد که از ارابه ران تا دجاجه و آن سوي آن ها ادامه دارد.
 



  آسمان پاييز : جنوب شرقي
مشخصات چارت: آسمان 25 شهريور ، ساعت 12 شب
آسمان 25 مهر ، ساعت 9 شب
آسمان 25 آبان ، ساعت 7 شب

 

اينجا بخش روشن خاصي از آسمان نيست و از هزارها سال قبل اين قسمت به نام «آب» يا «دريا» ناميده مي شد و با صورت هاي فلکي در ارتباط با آب مانند حوت يا ماهي ،نهنگ دريايي ، دلو يا آبکش، حوت جنوبي يا ماهي جنوبي، نهر يا رودخانه پوشش يافته است. هر چند که نهنگ دريايي و حوت بخش اعظم منطقه را اشغال مي نمايند ولي در مجموع براي علاقه مندان به ستاره شناسي چندان هم جالب نيست. در قسمت بالاتر آسمان جنوب شرقي، ستاره هاي فرس اعظم يا اسب بالدار و بخش معروف آن يعني «چهارگوش بزرگ» حضور دارد. بخش قوسي A شکل آندرومدا، ملکه، در گوشه شمال شرقي چهار گوش بزرگ قرار دارد و تا آسمان جنوب شرقي کشيده مي شود.  



  آسمان پاييز: جنوب غربي
مشخصات چارت: آسمان 25 شهريور ، ساعت 12 شب
آسمان 25 مهر ، ساعت 9 شب
آسمان 25 آبان ، ساعت 7 شب

 

«آب» يا «دريا» هنوز هم به بخش جنوب غربي آسمان پاييز به صورت فلکي جدي يا بز دريايي و دلفين به صورت فلکي دلو مي رسد. دقيقاً در سمت جنوب، يکي از درخشنده ترين ستاره هاي آسمان يعني فم الحوت، ستاره ي آلفاي حوت جنوبي يا ماهي جنوبي است. ستاره فم الحوت براي ستاره شناسان عرض هاي بالايي کره زمين چندان شناخته شده نيست. زيرا اين ستاره براي ساکنان نيم کره شمالي و به خصوص عرض هاي بالاي کره زمين فقط در زمان هاي کوتاهي در آسمان رخ نشان مي دهد، که آن هم در افق پايين مي باشد.در اين ايام ستاره درخشان ديگري در آسمان جنوبي وجود ندارد، لذا تشخيص اين ستاره در آسمان مشکل نبوده و اشتباهي به وجود نمي آيد. در اين زمان صورت فلکي قوس درآسمان جنوب غربي، غروب مي کند و تا بهار آينده ، ديگر ديده نمي شود. در اينجا جهت کهکشان راه شيري، به سمت بالا مي باشد و در افق به سوي قوس، دلو و دجاجه مي رود.  

ادامه نوشته

آسمان زمستان : شمال غربي

آسمان زمستان : شمال غربي

 



  مشخصات چارت: آسمان 25 آذر ، ساعت 11 شب
آسمان 25 دي، ساعت 9 شب
آسمان 25 بهمن ، ساعت 7 شب

 

در افق پايين آسمان شمال غربي، صورت هاي فلکي آخر تابستان و پاييز در اين ايام در حال غروب هستند. دب اصغر يا خرس کوچک تقريباً به حالت عمود، به ستاره قطبي آويزان است. اين ستاره در انتهاي دسته صورت فلکي دب اصغر است. ستاره دنب يعني آلقاي دجاجه، دقيقاً بالاي افق است. چهارگوش بزرگ متعلق به صورت فلکي اسب بالدار در سمت غرب، با ستاره هاي آندرومدا به طرف بالا مي رود. بين اسب بالدار و ستاره قطب شمال، صورت فلکي هاي قيفاووس يا پادشاه، و ذات الکرسي يا ملکه قرار دارد. در بالاي آندرومدا نزديک به سرسو بر ساووش، قهرمان حضور دارد. راه شيري به طرف بالا از صورت فلکي هاي دجاجه، ذات الکرسي، بر ساووش و ممسک العنان (ارابه ران) مي گذرد و سپس به طرف آسمان شرقي يعني صورت هاي فلکي زمستان مي رود.  



  آسمان زمستان : شمال شرقي
مشخصات چارت: آسمان 25 آذر ، ساعت 11 شب
آسمان 25 دي، ساعت 9 شب
آسمان 25 بهمن ، ساعت 7 شب

 

در افق پايين آسمان شمال شرقي، دب اکبر (بخشي از صورت فلکي خرس بزرگ) به صورت مستقيم بر روي دسته خود ايستاده است. دو ستاره اي که در انتهاي قسمت آبگردان ( آلفا و بتاي UMa) هستند به عنوان ستاره هاي راهنما شناخته شده اند و به سمت ستاره قطبي (آلفاي UMi) يا ستاره شمال از صورت فلکي دب اصغرنشانه مي روند. ستاره قطبي نشان دهنده قطب شمال سماوي است. يعني مکان برخورد محور جنوب به شمال زمين به کره سماوي در فضا. اسد يا شير و ستاره درخشان آن يعني آلفا به نام قلب الاسد، دقيقاً از سمت شرق طلوع مي کند. در بالاي اسد صورت فلکي کم فروغ سرطان يا خرچنگ وجود دارد. در قسمت خيلي بالا، ستاره شعراي شامي ( آلفاي CMi) که گاهي ستاره سگ کوچک صورت فلکي کلب اصغر خوانده مي شود و ستاره کاستور (آلفاي Gem) و پولوکس (بتاي Gem) از دو پيکر يا جوزا وجود دارد.  



  آسمان زمستان : جنوب شرقي
مشخصات چارت: آسمان 25 آذر ، ساعت 11 شب
آسمان 25 دي، ساعت 9 شب
آسمان 25 بهمن ، ساعت 7 شب

 

صورت فلکي جبار يا شکارچي در آسمان جنوب شرقي در اين ايام خودنمايي مي کند. سه ستاره روشن و سفيد هم تراز، کمربند جبار را تشکيل مي دهند. اگر خط اتصال دهنده اين سه ستاره را به سمت غرب ادامه دهيم به محدوده اي مي رسد که ستاره سرخ رنگ دبران ( الفاي ثور) يا چشم گاو در آن مکان حضور دارد و در نزديکي آن هم خوشه پروين مشاهده مي شود. اگر همين خط را به طرف شرق ادامه دهيم به درخشان ترين ستاره آسمان يعني ستاره شعراي يماني( شباهنگ) و يا ستاره سگ (آلفاي کلب اکبر ) مي رسد. در شانه شرقي جبار ستاره ابرغول سرخ رنگ ابط الجوزا ( آلفاي جبار) قرار دارد. ستاره درخشان زانوي غربي، ستاره اي غول سفيد، آبي به نام رجل جبار (بتاي جبار) است. خطي که رجل را به کمربند جبار و ابط العجوزا وصل مي کند، اگر به سمت شمال ادامه يابد، دقيقاً در بالاي صورت فلکي جوزا به دو ستاره درخشان به نام هاي کاستور (آلفاي جوزا) و پولوکس (بتاي جوزا) مي رسد. بين جوزا و شعراي يماني ستاره درخشان شعراي شامي يعني ستاره ي الفاي کلب اصغر يا سگ کوچک واقع مي شود. در بالاي جبار و در سمت شرق، عيوق واقع است که ستاره ي آلفا از صورت فکلي ارابه ران يا ممسک العنان است.  



  آسمان زمستان : جنوب غربي
مشخصات چارت: آسمان 25 آذر ، ساعت 11 شب
آسمان 25 دي، ساعت 9 شب
آسمان 25 بهمن ، ساعت 7 شب

 

در اين زمان ستاره هاي جنوب غربي آسمان کم هستند. صورت هاي کم فروغ اما وسيع حوت يا ماهي، قيطس يا نهنگ دريايي و نهر يا رودخانه ، قسمت اعظم آسمان غربي و جنوب غربي را مي پوشانند. باعث تعجب است که نام گذاري اين بخش از آسمان با نام هاي باستاني مخلوقات دريايي همراه بوده و اسامي «آب» يا «دريا» همچنان به يادگار مانده است. در افق بالا در سمت جنوب، جنوب غربي، صورت فلکي ثور يا گاو حضور دارد که ستاره درخشان آن دبران (آلقاي ثور) به رنگ نارنجي، چشم گاو را مي سازد و خوشه «V» شکل قلايص، چهره آن را تشکيل مي دهد. در بالاي سمت جنوب غربي، خوشه جذاب پروين در همين صورت فلکي است. تقريباً در بالاي سر ، يکي از درخشنده ترين ستاره هاي آسمان يعني عيوق يا ستاره ي آلفاي ممسک العنان يا ارابه ران، واقع شده است.

ادامه نوشته

آندرومدا (And) شاهزاده ، زن در زنجير

آندرومدا (And) شاهزاده ، زن در زنجير

 

رسيدن به نصف النهار: 9 آبان ؛ مساحت : 722 درجه مربع
شاهزاده آندرومدا، دختر قيفاووس و ذات الکرسي، با زنجير به صخره اي بسته شده و او را به حال خود رها نموده اند تا نهنگ دريايي آن را ببلعد. او به وسيله بر ساووش قاتل جادوگر عفريته ي يوناني، رهايي مي يابد.



  ستاره ها

آلفاي آندرومدا به نام رأس المسلسله يا سرة الفرس مي باشد و يک گوشه از چهارگوش بزرگ اسب بالدار را تشکيل مي دهد (سه ستاره درخشان، ديگر ، بقيه رؤس را مي سازند) نوع طيف B9IV قدر 1 و 2 و فاصله اش 100 سال نوري است.  



  اجرام عمقي آسمان

کهکشان معروف آندرومدا (NGC224. M13) به فاصله 5/2 ميليون سال نوري به عنوان دورترين جرم آسماني که با چشم غيرمسلح ديده مي شود، محسوب مي گردد. اين يک کهکشان مارپيچ است و از اعضاي بزرگ «گروه محلي» يعني خوشه کوچکي که کهکشان راه شيري هم به آن تعلق دارد، منظور مي شود. در شب هايي که هوا تميز و آسمان بدون آلودگي باشد اين کهکشان مانند يک لکه مات و کم فروغ با چشم عادي قابل مشاهده است . دو کهکشانه هم جوار آن يعني NGC221)M32) که يک کهکشان کوتوله از قدر نهم در جنب M31 است و همچنين NCG205)M110) به عنوان يک کهکشان کوتوله بيضوي مسطح، کمي دورتر قرار گرفته است. براي ديدار آن ها نياز به تلسکوپ داريم. NCG752 يک خوشه باز ستاره اي است که با دوربين دو چشمي قابل مشاهده مي باشد.  



  اژدها (Dar) تنين

 

زمان رسيدن به نصف النهار : 29 تير؛ مساحت 1083 درجه مربع
نام اژدها به عنوان يک صورت فلکي، نماينده تمامي مطالب اساطيري از تيامات(1) سومري ها تا هيولايي که به وسيله سنت جورج (2) کشته شد، بيان مي گردد. طرح موجي شکل ستارگان اين صورت فلکي، بدون شک يادآور اژدهاست. صورت فکلي اژدها در آسمان به دور قطب شمال سماوي مي پيچد. از آنجا که محور زمين و به تبع آن محور سماوي با توجه به پديده حرکت تقديمي جابه جا مي شود، لذا جايگاه ستارگان پيراقطبي هم با در نظر گرفتن تغيير مکان قطب نسبت به اين نقطه، تغيير مي کند. در حال حاضر ستاره آلفا از صورت فلکي دب اصغر عنوان ستاره قطبي را دارد، اما 4000 سال قبل ستاره قطبي، آلفاي صورت فلکي اژدها به نام ثعبان بوده است.
 



  ستاره ها

آلفاي اژدها يا ثعبان در حال حاضر ديگر چندان اهميتي ندارد، اما زماني که عنوان ستاره قطبي را براي مصريان داشته، اين افراد ساخت معابد خود را با ثعبان در آسمان توجيه مي کردند. طيف آن از نوع AO3III ، قدرش 7ر 3 و فاصله اش تا زمين 230 سال نوري است. ستاره بتاي آن به نام راس الثعبان «سراژدها» داراي طيف G2II، با قدر 8 ر 2 و فاصله 490 سال نوري است.  



  اجرام عمقي آسمان

NGC6543 يک سحابي سياره اي با قدر 8 و در ازاي 22 دقيقه ي قوسي است. در صورت فلکي اژدها تعداد زيادي کهکشان وجود دارد که اکثر آن ها کم فروغ و ضعيف تر از قدر دهم اند.  



  اسب بالدار (Peg) فرس اعظم

 

زمان رسيدن به نصف النهار : 28 مهر ؛
مساحت : 1121 درجه مربع
در اساطير يوناني گفته شده است که اسب بالدار از حباب (کف) دريا مخلوط با خون عفريته اي به نام مدوسا(3) زماني که بر ساووش ( برنده سر غول) سر او را قطع کرد، متولد شد . وجه مشخصه اين صورت فلکي ،چهار گوش بزرگي است که با وام گرفتن ستاره ي آلفا از آندرومدا، تکميل شده است. اگر کنجکاوي کنيم، مشاهده مي شود که اسب به صورت واژگون در آسمان قرار گرفته است و سر او به سمت جنوب مي باشد.
 



  ستاره ها

ستاره ي آلفاي اسب بالدار به نام مرکب فرس، در گوش جنوب غربي چهارگوش بزرگ واقع است. طيف آن از نوع AOIV ، قدرش 5/2 و در فاصله 220 سال نوري مي باشد. ستاره بتا به نام منکب فرس تا حدودي متغير بوده و در سمت بالاي پاي اسب قرار دارد و گوشه شمال غربي چهارگوش را مي سازد. طيف آن از نوع MII –III، قدرش بين 3/2 تا 7/2 و فاصله اش 220 سال نوري است.
ستاره گاماي اسب بالدار به نام جنب فرس به عنوان ستاره ي گوشه ي جنوب شرقي چهارگوش محسوب مي گردد. طيف آن B2IV ، قدرش 8/2 و در فاصله ي 490 سال نوري قرار دارد.
 



  اجرام عمقي آسمان

M15 يکي از درخشان ترين خوشه هاي کروي آسمان (قدر ششم) در فاصله 4 درجه اي شمال غربي ستاره انف الفرس ( فم الفرس) يا اپسيلون اسب بالدار واقع است. NGC7331 به عنوان يکي از دهها کهکشان درخشان، از قدر دهم و مارپيچي است. موضع آن در 9 درجه اي شمال غربي بتاي اسب بالدار و به فاصله 50 ميليون سال نوري تا زمين است.  



  1-tiama
2-saint george
3-gorgon medusa
 

ادامه نوشته

اسد (Leo ) شير

اسد (Leo ) شير

 

زمان رسيدن به نصف النهار: 21فروردين ؛
مساحت : 947 درجه مربع
ستارگاني که امروزه به نام اسد خوانده مي شوند در فرهنگ هاي باستاني سومري، بابلي ، ايراني، سوري، يوناني و رومي شناخته شده بوده اند. در دايرة البروج چين باستان آن را به صورت اسب ديده بودند و در تمدن اينکا(1) ها به شکل شيرکوهي (يوزپلنگ درنده) تشبيه مي کردند. سر صورت فلکي شير و بال آن با هم شکل داس را مي سازند. (گاهي مي توان آن را به علامت سؤال با قلاب ماهي گيري نيز تشبيه کرد). در ران شير، يک مثلث از ستارگان وجود دارد.



  ستاره ها

ستاره آلفا به نام قلب الاسد ( در لاتين نام اين ستاره «سلطان کوچک» معني مي شود) کم فروغ ترين ستاره قدر يکم و در حد 4/1 است . طيف آن نوع B7V و به فاصله 69 سال نوري از ما قرار دارد. ستاره قلب الاسد مانند نقطه زير علامت سؤال بوده و مکان آن خيلي نزديک به دايرة البروج است. ستاره بناي اسد به نام دم شير، در زبان عربي هم ، چنين معنايي را دارد. طيف آن از نوع A3V ، با قدر ½ و فاصله 39 سال نوري است.  



  اجرام عمقي آسمان

در صورت فلکي اسد تعداد زيادي کهکهشان وجود دارد که درخشنده ترين آن ها از قدر 9 است:
M65 و M66 (يک جفت نزديک)، NGC3628، M95 و M96 ، (نزديک به هم) از ساکنان صورت فلکي شير بوده و همه مارپيچ هستند.
 



  اکليل شمالي (CrB) تاج شمالي، افسر شمالي

 

زمان رسيدن به نصف النهار : 9 تير؛
مساحت : 179 درجه ي مربع
اکليل شمالي از جمله صورت هاي فلکي کوچک مي باشد که به لحاظ شکل زيبايش يادآور تاج است. اين دايره نيمه تمام از ستارگان قدر سوم و چهارم، توسط بسياري از فرهنگ ها در سراسر جهان، شناسايي شده است. در اساطير کلاسيک به عنوان تاج آريادن دختر پادشاه کرت است. در بين بوميان آمريکايي قبيله شاوني، آن را دايره رقص ستارگان باکره مي دانستند.
 



  ستاره ها

ستاره آلفا به نام گما، گوهر گران بها يا الفکه ، در عربي به معناي «درخشنده ترين» است اين ستاره در حقيقت يک دوتايي گرفتي واقعي مي باشد. هر دو ستاره از لحاظ طيف، AOV و G5V هستند و چنان به هم نزديک اند که مجموع آن ها به صورت يک ستاره تکي با قدر 2/2 و کم نور، در مواقع گرفتگي به نظر مي آيند، فاصله آن تا ما 78 سال نوري است.  



  اجرام عمقي آسمان

هر چند که در گوشه جنوب شرقي گيسوي برنيکه 400 کهکشان به صورت خوشه اي وجود دارد، اما هيچ کدام حتي در تلسکوپ هاي جديد و نوين هم ديده نمي شوند،زيرا درخشنده ترين آن ها نيز داراي قدر شانزدهم است. مي توان حدس زد که فاصله آن ها تا کهکشان ما در حدود ميلياردها سال نوري باشد.  



  بر ساووش (per) قهرمان

 

زمان رسيدن به نصف النهار : 4 دي ،
مساحت : 615 درجه مربع
برساووش در اساطير يوناني قهرماني است که مدوسا را کشت تا شاهزاده آندرومدا، دختر ذات الکرسي و قيفاووس را از چنگال هيولاي دريايي به نام قيطس نجات دهد. اين صورت فلکي نقطه ي نور باران رگبار شهابي بر ساووشي است که هر سال در نيمه دوم مرداد ماه با تراکم حدود 50 شهاب در ساعت اتفاق مي افتد.
 



  ستاره ها

بتا، ستاره غول يا ستاره جن (گفته شده که اين ستاره چشم مدوسا است) ، يک ستاره آغازين از نوع گرفتي جفتي و از طبقه متغيرهاست. يعني هر يک از اين دو ستاره، به تناوب باعث گرفتگي ديگري مي شود. غول ترکيبي از دو ستاره B8V با مدار مشترک با ستاره اي با طيف G5IV و فاصله نوري 105 سال نوري است. ستاره غول معمولاً با قدر 1/2 در هر 87/2 روز، چشم زنان ظاهر مي شود و سپس براي 10 ساعت ضعيف گرديده و تا قدر 10 ، مانند يک ستاره G5 تغيير مي کند که در واقع از مقابل ستاره B8 ديگر عبور مي نمايد.  



  اجرام عمقي آسمان

بر ساووش به لحاظ استقرار در امتداد کهکشان راه شيري، از نظر اجرام عمق آسمان غني است. h بر ساووش (NGC869) و همچنين کاي ( ) بر ساووش (NGC884) يک جفت خوشه باز قدر پنجم هستند که تحت نام «خوشه دو گانه» شناخته شده و در فاصله 73000 سال نوري از ما قرار گرفته اند و با چشم غيرمسلح همانند ستاره اي مات به نظر مي رسند. M34 هم خوشه ي ديگري با قدر 5 مي باشد.  



  تازي ها (CVn) سگان شکاري

 

زمان رسيدن به نصف النهار: 30 ارديبهشت ؛ مساحت : 465 درجه مربع
سگان شکاري در کنار چوپان عوا قرار گرفته اند که معمولاً به صورت يک جفت تازي خاکستري ترسيم مي شوند. اينها با افسار، در حال تعقيب خرس هاي دب اکبر و اصغر هستند. تازي ها يک صورت فلکي نوين است که از سال 1687 توسط يوهانس هوليوس(2) تعريف شده است.
 



  ستاره ها

آلفاي تازي ها درخشنده ترين ستاره اين صورت فلکي به نام Cor Caroli «قلب چارلز» نام گذاري شده که احترامي است به شاه انگلستان، چارلز دوم، اين يک ستاره دو تايي و ترکيبي از ستارگان نوع AOV و FOV با قدر 9/2 و 5/5 مي باشد. فاصله اين ستاره جفتي تا زمين معادل 130 سال نوري است.  



  اجرام عمقي آسمان

M3 يکي از مجلل ترين خوشه هاي ستاره اي آسمان با قطر حدود 10 دقيقه قوسي است که با ستارگان قدر ششم، مات به نظر مي رسد. با يک تلسکوپ 6 اينچي مي توان صدها ستاره مجزا از هم را تشخيص داد. کهکشان گردابي ( ويرل پول يا M51) در گوشه شمال شرقي اين صورت فلکي (نه چندان دور نسبت به دسته آبگردان دب اکبر) در تلسکوپ هاي کوچک، با قطر 10 دقيقه قوسي و قدر هشتم به صورت لکه اي مات قابل مشاهده است. کهکشان همدم آن يعني NGC5195 را مي توان با قدر 11 تشخيص داد.  



  1-Incan lore
2-johannes hevelius
 

ادامه نوشته

تکشاخ (Mon)

تکشاخ (Mon)

 

زمان رسيدن به نصف النهار: 1 اسفند،
مساحت : 482 درجه مربع
صورت فلکي تکشاخ در مدارک آشوري ها، حيواني است با يک شاخ که سر و سردست آن شبيه به اسب و ران آن مانند کره اسب با دمي شبيه شير مي باشد( 6000 تا 2700 سال قبل از ميلاد) محققان جديد چنين تصور مي کنند که تکشاخ نشأت گرفته از يک اشتباه مکتوب در شرح کرگدن هندي است. اين صورت فلکي در مجموع، جديد مي باشد و در حدود سال 1624 به وسيله دانشمند آلماني ياکوب بارچ نام گذاري شده است.



  ستاره ها

ستاره ي بتا که با چشم غير مسلح تکي مشاهده مي شود، يک ستاره چهار تايي در فاصله 715 سال نوري است.  



  اجرام عمقي آسمان

M50 يک خوشه باز قشنگ با قدر 6 واقع در نزديکي مرز کلب اکبر است که مي توان آن را در يک سوم راه بين خط و اصل شعراي يماني به شعراي شامي (CMi ) يافت. ضمناً مي توان آن را با دوربين هاي دوچشمي و يا تلسکوپ هم مشاهده کرد که در منطقه اي به پهناي 16 دقيقه قوسي با 100 ستاره قرار دارد. NGC 2264 , NGC 2244 از خوشه هاي باز روشن در شمال تکشاخ هستند. NGC 2244 به وسيله ي سحابي روزت(1) احاطه شده و مي توان آن را در شرايط خوب رصدي از درون دوربين دو چشمي هم مشاهده کرد.  



  ثور (Tau) گاو

 

زمان رسيدن به نصف النهار : 25 دي ؛ مساحت : 797 درجه مربع
ثور يکي از صورت هاي فلکي شناخته شده ي اوليه است که چهره يک گاونر را که نمادي براي قدرت و باروري در اساطير بسياري از تمدن هاست.، نشان مي دهد. اين مکان، منزلگاه خوشه هاي ستاره اي پروين و قلايص در محدوده دايرةالبروج است و به همين لحاظ ثور، براي علاقه مندان به ستاره شناسي مجموعه بسيار جالبي است.
 



  ستاره ها

آلفاي ثور يعني دبران که در عربي به مفهوم «تعقيب کننده (خوشه پروين) است چشم گاو را نشان مي دهد و به نظر مي رسد که متعلق به خوشه قلايص باشد، اما در حقيقت چنين نيست و با آن ارتباطي ندارد. طيف اين ستاره از نوع III k5 با قدر 9/0 به فاصله فقط 60 سال نوري با زمين است. ستاره دبران به اندازه کافي روشن است که بتواند رنگ نارنجي، قرمز خود را به سادگي به ما نشان دهد.  



  اجرام عمقي آسمان

گروه 200 ستاره اي قلايص در وسعتي به طول 6 درجه و فاصله ي 140 سال نوري از زمين قرار گرفته و به شکل حرف وي (V) ، صورت فلکي ثور را مي سازد که به سادگي و با چشم غيرمسلح قابل مشاهده است. خوشه پروين (M45) يا هفت خواهران اساطير يونانيف در واقع يک خوشه باز نسبتاً جوان متشکل از صدها ستاره در سطحي که 2 درجه را مي پوشاند، در فاصله 5/4 سال نوري از ما قرار گرفته است. در يکي از شاخ هاي گاو، مشهورترين باقي مانده يک ابرا نواختر، معروف به «سحابي خرچنگي» (M1) قرار گرفته که داراي قدر هشتم با چادري از گاز است که يک تپ اختر (پالسار) د رحال چرخش ابر متراکم را احاطه کرده است.  



  جام (Crt)پياله

 

زمان رسيدن به نصف النهار : 5 ارديبهشت ؛
مساحت: 184 درجه ي مربع
جام يا پياله به وسيله کلاغ براي آپولو حمل شد. گاهي نيز گفته شده که اين جامي از شهد بود که توسط خدايان(2)المپ(3) نوشيده شده است. در حدود 25 درجه اي جنوب ستاره دم شير (ذنب الاسد) ، ستاره بتاي اسد، جامي به صورت کوچک و شامل ستارگاني نه چندان درخشنده، قرار گرفته است. با کمي حالت تخيل، شما هم ممکن است بتوانيد جام يا پياله اي را در اين مکان ببينيد. در منطقه جام تعداد زيادي از کهکشان ها قرار دارند اما مشاهده آن ها از درون تلسکوپ هاي آماتوري غيرممکن است.
 



  غراب (Crv)کلاغ، زاغ

 

زمان رسيدن به نصف النهار: 20 ارديبهشت ، مساحت 184 درجه مربع
بر اساس افسانه ها، غرب در قالب يک کلاغ يا زاغي شناخته مي شود که فرستاده شد تا جامي از آب براي آپولو(4) بياورد. او در اين راه کوتاهي کرد و در نتيجه او را به آسمان راندند و تبعيد نمودند. در نتيجه او در کنار جام يا پياله نشانده شد بدون آن که بتواند آبي از آن بنوشد. چهار ستاره اصلي غراب، حالت شبيه به يک ذوزنقه را دارند که مي توان آن ها را در زير ستارگان صورت فلکي سنبله در جنوب غربي ستاره درخشان سماک اعزل به سادگي تشخيص داد. غراب داراي چندين کهکشان است، اما هيچ کدام درخشنده تر از قدر يازده نيستند.
 



  جبار (ori) شکارچي

 

زمان رسيدن به نصف النهار : 5 بهمن
مساحت : 594 درجه مربع
اين صورت فلکي شايد شناخته شده ترين و زيباترين صورت فلکي در آسمان است .هيچ يک از صورت هاي فلکي ديگر تا اين حد شباهت به نامش نداد. جبار شامل ستارگان درخشان فراوان است. ستاره هاي صورت فلکي جبار شباهت به يک شکارچي لاف زن دارد که از هزارها سال پيش در سراسر جهان شناخته شده است.
 



  ستاره ها

ستاره ي آلفاي جبار به نام ابط الجوزا (از نام عربي «خانه دو پيکر» با اشاره به دو صورت فلکي جوزا گرفته شده) با فاصله 310 سال نوري ، که شانه شرقي شکارچي را نشان مي دهد. طيف آن از نوع M2Iab و قطرش از مدار مريخ به دور خورشيد بزرگتر است. اين ستاره با قدر 5/0 و روشني زياد و رنگ قرمزش ، به ما اجازه مي دهد که آن را به خوبي و با چشم غيرمسلح ببينيم. ستاره بتا يا رجل جبار (قدم جبار) يک ابر غول آبي، سفيد درخشان با طيف B8Ia به فاصله 910 سال نوري، يکي از درخشان ترين ستارگان آسمان با قدر 1/0 است. ستاره (تتا، يک ) تراپزيوم(5(ذوزنقه) يک ستاره چهار تايي در يک خوشه بسيار جوان واقع در مرکز سحابي جبار است.  



  اجرام عمقي آسمان

M42، به عنوان سحابي جبار و همدم آن M43، هر دو به فاصله 1500 سال نوري از ما، در زير کمربند جبار در منطقه شمشير جبار قرار گرفته اند. ابرهاي سبز رنگ سحابي جبار و ستاره آن ، با دوربين هاي دو چشمي هم مشاهده مي شوند، اما از درون تلسکوپ کوچک بسيار تماشايي تر است.  



  1-Rossete Nebula
2-olympian gods
3-در يونان قديم چند كوه به نام المپ وجود داشته كه معروف ترين آنها در مرز مقدونيه وتسالي بوده وآن مقر خدايان وبخصوص مكان زئوس مي دانستند.(م)
4-apollo
5-trapezium
 

ادامه نوشته

جدي (Cap) بز دريايي، بزغاله

جدي (Cap) بز دريايي، بزغاله

 

زمان رسيدن روي نصف النهار : 29 شهريور؛
مساحت 414 درجه مربع
صورت فلکي کم نور جدي در منطقه البروج، شايد اولين صورت فلکي است که از دوران ما قبل تاريخ شناخته شده است، تصوير بز يا ترکيب بز – ماهي در لوحه هاي به جا مانده از 3000 سال قبل بابلي ها کشف گرديده . آثار باستاني به همراه اين صورت فلکي با آمالته آ نشان مي دهد که بز به زئوس نوزاد و همچنين پان ( خداي شبانان) شير مي داده است. د رحدود 2000 سال قبل ، خورشيد در حد اعلاي خود در آسمان نيم کره جنوبي يعني انقلاب زمستاني در نيم کره شمالي (4/23 درجه عرض جنوبي) مي رسيد و اين زماني است که خورشيد از مقابل اين صورت فلکي عبور مي نمود. به همين لحاظ اين عرض جغرافيايي را به نام «مدر رأس الجدي» خوانده اند که خورشيد در اين محل در نيم کره جنوبي مي تواند عمود تابيده و بالاي سر قرار گيرد. بهر حال امروز ديگر چنين نيست و خورشيد در انقلاب زمستاني در جدي قرار ندارد بلکه مکان آن به لحاظ چرخش محور زمين در اثر « حرکت تقديمي» جا به جا شده است.



  ستاره ها

اين صورت فلکي ستاره قابل توجهي نداشته و درخشنده ترين آن ها از قدر سوم است  



  اجرام عمقي آسمان

M30 يک خوشه ستاره اي متراکم از قدر هفتم است که در حدود 4 درجه اي جنوب ، جنوب شرقي زتاي جدي قرار دارد.  



  جوزا (Gem) دو پيکر

 

زمان رسيدن به نصف النهار : 1 اسفند،
مساحت : 514 درجه مربع
در صورت فلکي جوزا دو ستاره غالب يعني کاستور (رأس پيکر پيشين) و پولوکس (رأس پيکر پسين) وجود دارد که فرزندان لذا وزئوس (با چهره قو) و برادران هلن(1)تروا هستند. بخشي از دايرة البروج در آسمان زمستاني متعلق به صورت فلکي آشناي جوزاست.
 



  ستاره ها

آلفاي آن به نام کاستور دومين ستاره درخشان جوزاست. با چشم غيرمسلح اين کوکب آسماني به صورت منفرد با طيف AIV و قدر6/1 به نظر مي رسد، اما در واقع اين يک مجموعه شش تايي است. در تلسکوپ به صورت دو ستاره مجزا با قدرهاي 2 و 3 به فاصله 2 ثانيه قوسي و يک همدم قدر نهم به فاصله 73 ثانيه قوسي ديده مي شوند. هر يک از اين سه ستاره خود به تنهايي يک جفتي هستند. اين مجموعه به فاصله 46 سال نوري تا زمين است.
ستاره بتاي جوزا درخشان ترين ستاره صورت جوزا محسوب مي گردد که طيف آن از نوع Ko 3 با قدر 1/1 و فاصله 36 سال نوري است.
 



  اجرام عمقي آسمان

M35 يا NGC2168 يک خوشه باز روشن با قدر 5 و به فاصله 2800 سال نوري است. اين خوشه شامل حدود 120 ستاره در وسعتي به قطر 40 دقيقه قوسي است که در نزديکي لبه غربي جوزا و در شمال غربي ستاره اتاي جوزايي قرار دارد. NGC2392 نزديک به ستاره دلتاي جوزايي است و يک سحابي سياره اي قدر هشتم محسوب مي شود که در طول 13 ثانيه قوسي استقرار يافته است.  



  حمل (Ari) بره

 

رسيده به نصف النهار : 19 آذر،
مساحت 441 درجه مربع
حمل دومين صورت فلکي از نظر کوچکي در دايرة البروج است که فقط داراي سه ستاره اصلي بي زرق و برق به صورت مثلثي مختلف الاضلاع مي باشد. اين صورت فلکي پيوندي با افسانه ها و اساطير باستاني دارد. يکي از اين مدارک تاريخي اين است که مبناي آغاز بهار موقعي بوده که خورشيد در اين صورت فلکي استقرار داشته است. البته به علت پديده حرکت تقديمي زمين، در زمان حال، خورشيد در لحظه اعتدال بهاري در صورت فلکي مجاور آن يعني حوت است.
 



  ستاره ها

ستاره آلفاي اين صورت به نام حمل ( بره) است که در زبان عربي و فارسي اين نام براي کل مجموعه نيز به کار برده مي شود. نوع طيف آن k2 III ، با قدر /02 به فاصله 78 سال نوري تا زمين است. ستاره بتا به نام انور الشرطين که به معناي «دو چيزي که واضح نيستَ، تعبير مي شود و نوع طيف آن A4v با قدر 6/2 و فاصله 44 سال نوري تا زمين مي باشد ستاره گاماي حمل به نام اخفي الشرطين ناميده مي شود که با چشم غيرمسلح به صورت يک ستاره از قدر چهارم است، اما با کمک تلسکوپ کوچک مي توان به حضور يک جفت همدم با قدر 6/4 پي برد، که هر دو از نظر طيفي در رده AOV و در فاصله 115 سال نوري از ما هستند.  



  اجرام عمقي آسمان

در محدوده اين صورت فلکي هيچگونه جرم قابل توجهي که به سادگي ديده شود، وجود ندارد.  



  حوا ( OPH) مارافساي ، حامل مار

 

زمان رسيدن بر روي نصف النهار: 3 مرداد، مساحت 948 درجه مربع اين صورت فلکي عظيم، با صورت فلکي مجاور خود يعني مار در هم تنيده و مردي را نشان مي دهد که ماري به دور او پيچيده ( صورت فلکي مار به دو بخش تقسيم مي گردد) و شايد از 4000 سال قبل با چنين شکلي شناخته شده است. کلمه Ophiuchus که نام اين صورت فلکي است، در زبان يوناني به معناي «حامل مار» و معمولاً در افسانه ها آسکليپوس(2)يا خداي طب و دارو معروف است. اسکليپوس پسر آپولو و کورنيس(3)بود که به وسيله خيرون(4)(شيرون) آموزش يافت.  



  ستاره ها

ستاره ي آلفا در اين صورت فلکي نشانگر سر مار است. طيف آن A5 V و قدرش 1/2 به فاصله 49 سال نوري قرار گرفته است.  



  اجرام عمقي آسمان

IC4665 يک خوشه باز در فاصله 1400 سال نوري از زمين است که دقيقاً در شمال ستاره بتاي عوا قرار گرفته، اين ستاره از قدر پنجم با 13 ستاره، در گستره اي به طول يک درجه است.NGC6633 در مرز شمال شرقي، با دم مار به صورت يک خوشه باز با قدر 5 و در طول 20 دقيقه قوسي شامل 65 ستاره مي باشد. فاصله آن حدود 1050 سال نوري است . M9،M10، M11،M12،M14،M19، M62 همه از خوشه هاي کروي با قدر 7 هستند.  



  1-helen of troy
2-asclepius
3-coronis
4-chiron
 

حوت (Psc) ماهي

حوت (Psc) ماهي

 

زمان رسيدن به نصف النهار : 19 آبان،
مساحت : 889 درجه مربع
صورت فلکي با ستاره هاي ريز آن، از زمان باستاني در منطقه البروج، نماينده ماهي در آسمان بوده است. يوناني ها و رومي ها آن را رب النوع عشق و شهوت مي دانستند که با پسرش به نام ارس از چنگال هيولاي تيفون فرار و سپس به نهري جهيده و به ماهي تبديل شده اند و سپس شناکنان با دم هاي به هم گروه خورده خود، گريختند. در زمان حال خورشيد از 23 اسفند تا 30 فروردين در اين صورت فلکي جا مي گيرد. بنابراين در موقعي که خورشيد در اول فروردين از خط استواي سماوي از جنوب به شمال حرکت مي کند، يعني اولين روز بهار براي نيم کره شمالي که لحظه اعتدال بهاري را تشکيل مي دهد، خورشيد درون اين صورت فلکي جاي گرفته است.



  ستاره ها

آلفاي حوت به نام رشاء، در عربي به معناي «گره» است، زيرا اين ستاره دو ماهي را در اين نقطه به هم وصل مي نمايد. طيف آن A2 V ، قدرش 9/3 و در فاصله 98 سال نوري تا زمين قرار گرفته است.  



  اجرام عمقي آسمان

اجرام عمقي آسمان MV4 يک کهکشان زيباي قدر نهم است که در چند درجه اي شمال شرقي ستاره اتاي حوت در بخش شرقي صورت فلکي مذکور قرار گرفته است.  



  حوت جنوبي (PSA) ماهي جنوبي

 

زمان رسيدن به نصف النهار : 18 مهر ؛
مساحت 245 درجه مربع
صورت فلکي ماهي جنوبي از دوران کلاسيک يوناني و رومي شناخته شده بود ولي به نظر مي رسد که قبل از آن هم در صورت هاي فلکي سوريه باستان، به عنوان الهه داگون (برادر اطلس) از آن ياد شده باشد. حوت جنوبي به ندرت به صورت دو ماهي و در اکثر اوقات يک ماهي نشان داده مي شود که مشغول نوشيدن آب از نهري است که از کوزه در دست صورت فلکي دلو، که در شمال آن قرار گرفته، جاري مي شود. اين صورت فلکي را در جنوبي صورت هاي فلکي دلو و جدي بتوان به سادگي تشخيص داد. بقيه ستاره هاي حوت جنوبي فقط از قدر چهارم هستند.
 



  ستاره ها

آلفاي حوت جنوبي به نام فم الحوت است که ازلغت عربي آن به معناي «دهان ماهي» گرفته شده است. طيف آن از نوع A3 V و قدر آن 2/1 است . فم الحوت تنها ستاره قدر اول در اين قسمت از آسمان مي باشد، لذا پيدا کردنش کار ساده اي است. فاصله آن تا ما 22 سال نوري برآورد مي گردد، لذا يکي از ستارگان نزديک به منظومه شمسي محسوب مي شود.  



  اجرام عمقي آسمان

در اين صورت فلکي هيچ جرمي که به سادگي قابل مشاهده باشد وجود ندارد.  



  خرگوش (Lep) ارنب

 

زمان رسيدن بر روي نصف النهار : 5 بهمن،
مساحت: 290 درجه مربع
صورت فلکي خرگوش با وجود ستارگان کم فروغ، از صور باستاني آسمان محسوب مي شود. اين صورت فلکي نشانگر خرگوش و در واقع موجودي است که نامش در مدارک مکتوب باستاني با کره ماه قرين بوده است. گفته شده که طعمه مورد علاقه جبار، خرگوش بوده و به همين لحاظ اين صورت فلکي در آسمان، در پايين پاي شکارچي قرار دارد.
 



  ستاره ها

ستاره R خرگوشي يا «ستاره سرخ آتشين» بي نهايت جالب است. اين يک ستاره نادر از نوع ستارگان کربني خيلي سرد و در نتيجه با چهره اي بسيار سرخ است. درخشندگي آن از 8/6 تا 5/10 متغير است و هر 432 روز يک بار چنين حالتي رخ مي دهد و مجدداً به وضع قبلي بر مي گردد. وقتي که به درخشنده ترين حالت خود مي رسد، به رنگ سرخ مسي در مي آيد. زماني که قدر آن ضعيف تر مي شود، رنگش به قرمز خوني بر مي گردد. ستارگاني همچون ابط الجوزا و قلب العقرب در مقايسه با اين ستاره، رنگ پريده اند. مشاهده ستاره R خرگوشي با دوربين دو چشمي يا ترجيحاً تلسکوپ کوچک، ارزشمند است موقعيت آن در جبهه غربي خرگوش، حدود 4 درجه اي ستاره ي موي آن است.  



  اجرام عمقي آسمان

M79 يک خوشه کروي قدر هشتم در فاصله 5 درجه اي جنوب، کمي به سمت غرب ستاره بتا از اين صورت فلکي قرار دارد.  



  دب اصغر (UMi) خرس کوچک

 

زمان رسيدن به نصف النهار : 4 تير مساحت : 256 درجه مربع خرس کوچک با دب اصغر صورت فلکي است که ستاره قطبي يکي از ستاره هاي آن مي باشد. ستاره قطبي فعلي هميشه عنوان ستاره قطبي را نداشته، زيرا جايگاه نقطه قطب در آسمان به علت حرکت تقديمي محور زمين متغير است 4000 سال قبل ستاره ثعبان، آلفاي اژدها، سمت ستاره قطبي براي زمين را داشته است. دب اصغر تا حدود 6000 سال قبل از ميلاد عنوان يک صورت فلکي را نداشته، تا اين که طالس ، ستاره شناس يوناني آن را معرفي کرد.  



  ستاره ها

آلفاي دب اصغر به نام ستاره قطبي يا ستاره شمال است. در حال حاضر اين ستاره داراي فاصله اي کمتر از يک درجه تا موضع واقعي شمال سماوي را دارد و در سال 2015 يعني يک قرن ديگر به نزديک ترين فاصله خود تا قطب مي رسد. خيلي از افراد به اشتباه تصور مي کنند که ستاره قطبي بايد درخشان ترين ستاره باشد. در حالي که اين ستاره با قدر 2، چهل و نهمين ستاره درخشان آسمان محسوب مي گردد. ستاره قطبي به طور محسوسي متغير( از نوع قيفاووسي) بوده و طيف آن f 8 Ib و در فاصله 820 سال نوري تا زمين است . يک همدم از قدر 8 و طيف F3 V به همراه اين ستاره است که مي توان آن را در تلسکوپ هاي کوچک 3 اينچي هم مشاهده کرد.  



  اجرام عمقي آسمان

جرم قابل ملاحظه اي در اعماق اين صورت فلکي نيست.  

ادامه نوشته

دب اکبر ( UMa) خرس بزرگ

دب اکبر ( UMa) خرس بزرگ

 

زمان رسيدن به نصف النهار: 31 فروردين ؛
مساحت : 1280 درجه مربع
دب اکبر همانند صورت فلکي جبار، شايد شناخته شده ترين و پرداستان ترين صورت فلکي محسوب گردد. اين مجموعه نمايانگر يک خرس براي يونانيان باستان و همچنين بومي هاي امريکا بوده است. هفت ستاره روشني که بخش اصلي خرس بزرگ را مي سازد به نام گاوآهن يا گاري (ارابه) معروف است. [در اصطلاح فارسي به آن گاهي يغلاوي و يا آبگردان نيز مي گويند].



  ستاره ها

آلفاي دب اکبر به نام دوبه در عربي به معناي «خرس»است ، طيف آن از نوع III Ko با قدر 8/1 و فاصله 75 سال نوري مي باشد. دوبه و مراق (بتا) به نام ستاره هاي راهنما، براي يافتن ستاره قطبي هستند. ستاره زتا ( مئزرياعناق، ستاره وسطي دسته آبگردان) و ستاره 80 خرس بزرگ يا «سها» به نظر جفتي مي رسند، در حالي که هيچ ارتباطي با هم ندارند. مشاهده ستاره سهاي کم فروغ، به وسيله اعراب و بومي هاي آمريکا، به عنوان آزمايش قدرت چشم انسان شناخته گرديده است. و عناق داراي طيف A2V ، قدر 3/2 و فاصله 59 سال نوري است. سها با طيف A 5 V قدر 4 فاصله 82 سال نوري قرار گرفته است.  



  اجرام عمقي آسمان

در صورت فلکي خرس بزرگ، کهکشان هاي بسياري وجود دارد. در فاصله 12 ميليون سال نوري از ما کهکشان مارپيچي M81 (يکي از درخشان ترين کهکشان هاي آسمان) با قدر 7 قرار گرفته و M 82 کهکشاني خاص با قدر 8 است که ظاهراً انفجاري غول آسا در مرکز آن در شرق انجام است. M101 يک کهکشان مارپيچي دوست داشتني با قدر 8 مي باشد.  



  دجاجه (CYg) قو

 

زمان رسيدن به نصف النهار: 19 شهريور ؛
مساحت 804 درجه مربع
دجاجه صورت فلکي روشن و وسيع است که هم يادآور نام سنتي خود يعني قو بوده و هم اسم غيررسمي اش، صليب شمالي را دارد. اين صورت فلکي که پهنه اي از راه شيري را در تابستان پوشش مي دهد داراي خوشه هاي ستاره اي فراوان به همراه سحابي هاي زيادي مي باشد.
 



  ستاره ها

آلفاي اين صورت فلکي دنب است که در عربي معناي «دم» را مي دهد. ستاره دنب بسيار نوراني و يک ستاره ابرغول ( از نوع A2 Ia) است که با ما 1500 سال نوري فاصله دارد و قدر ظاهري آن 3/1 است. ستاره بتا يک دو تايي زيبا با نام منقار دجاجه، با فاصله 390 سال نوري مي باشد منقار دجاجه با چشم غيرمسلح همانند يک ستاره تکي با قدر 1/3 به نظر مي رسد در حالي که با تلسکوپي کوچک مي توان آن را به رنگ طلايي از نوع k3III مي باشد به اتفاق همدم آبي ضعيفش در طيف B9V مشاهده کرد.  



  اجرام عمقي آسمان

M39 يک خوشه باز از قدر پنجم با فاصله 800 سال نوري تا زمين شامل 25 ستاره در محوطه اي به قطر 30 دقيقه قوسي است. NGC6871 هم خوشه اي باز با قدر 5 با 60 ستاره در منطقه اي به قطر 13 دقيقه قوسي و به فاصله 4000 سال نوري تا زمين واقع شده، سحابي تور پرده (95/92/960NGC ) باقي مانده وسيع يک ابر نواختر بزرگ است که در جنوب ستاره اپسيلون قو واقع است.7000 NGC ، سحابي آمريکاي شمالي مي باشد که در چند درجه اي شرق دنب قرار دارد. در شب هاي خيلي تاريک هر دو را مي توان از درون دوربين هاي دو چشمي يا تلسکوپ هاي کوچک مشاهده کرد.  



  دلفين (Del)

 

زمان رسيدن به نصف النهار : 24 شهريور،
مساحت : 189 درجه
دلفين از کوچک ترين صورت هاي فلکي آسمان است که به لحاظ شکل مشخص آن از ديرزمان مورد شناسايي قرار گرفته است. در اساطير خيلي کهن حيوانات، دلفين به عنوان دوست و نجات دهنده خدايان و انسان ها معرفي شده است. براي يافتن صورت فلکي دلفين در آسمان، مي توان ابتدا ستاره آلفاي دجاجه (دنب) را پيدا کرد و سپس در 30 درجه اي جنوب آن و بين ستاره هاي آلفاي عقاب (طاير) و چهارگوش بزرگ اسب بالدار آن را يافت. با کمي تأمل مي توان بدن کماني شکل دلفين را با بخش بادبادکي ريز و همچنين دم آن را به سادگي تشخيص است.
 



  ستاره ها

از ستاره آلفا به نام ذنب الدلفين و بتا به اسم ثاني الدلفين در کاتالوگ منتشره در سال 1814 در رصد خانه پالرمو(1) نام برده شده است. طيف ستاره آلفا از نوع B9 v ، قدر 8/3 و به فاصله 170 سال نوري از ما قرار گرفته است. ستاره بتا داراي طيف f 5III ، قدر 8/3 و فاصله 110 سال نوري مي باشد.  



  اجرام عمقي آسمان

6934 NGC يک خوشه کروي با قدر 9 در پهنه اي به قطر 5/1 دقيقه قوسي و فاصله 54000 سال نوري است  



  دلو ( Aqr) ريزنده آب

 

رسيدن به نصف النهار: 18 مهر؛
مساحت 980 درجه مربع
يکي از صورت هاي فلکي دايرة البروج، دلو مي باشد که شکلي است باستاني در آسمان و تحت نام هاي گوناگون شناخته مي شود. اين صورت فلکي نمايشگر مرد يا پسري است که از کوزه اي آب مي ريزد. در بسياري از اسطوره ها و افسانه ها، از جمله اسطوره سومري، اين چهره گوياي سيل و طوفاني جهاني، پيش از داستان سيل کتاب مقدس بوده است.
 



  ستاره ها

ستاره آلفاي اين صورت فلکي به نام سعد الملک ( به معناي عربي سلطان سعادتمند) ناميده شده و دقيقاً بر روي استواي سماوي قرار مي گيرد. اين ستاره قدر سوم، درخشان ترين کوکب از اين صورت فلکي کم فروغ است. نوع طيف آن G2Ib در فاصله 680 سال نوري از ما قرار دارد.  



  اجرام عمقي آسمان

يک خوشه ستاره اي قابل توجه به نام M2 با قدر 7 در چند درجه اي شمال ستاره بتا، در اين صورت فلکي وجود دارد. در همان نزديکي دو سحابي سياره اي مستقرند. سحابي بزرگ تر به شماره 7293 NGC ، که به نام «سحابي حلزوني» معروف است در جنوب غربي ستاره «ساق» (دلتاي دلو) قرار دارد. سحابي 7009 NGC از قدر هشتم که به لحاظ ظاهرش به نام «سحابي زحل» معروف شده ، در جنوب شرقي ستاره «سعد بالع» (اپسيلون دلو) قرار گرفته است.  



  1-Palermo obwervatoty  

ادامه نوشته

ذات الکرسي (Cas) ملکه (خداوند کرسي)

ذات الکرسي (Cas) ملکه (خداوند کرسي)

 

زمان رسيدن به نصف النهار : 29 آبان ؛
مساحت : 598 درجه مربع
ذات الکرسي مجموعه اي از ستارگان درخشان و زيبا به کشل دبليو W يا M است که در بخش روشن راه شيري جا دارد. ذات الکرسي و صورت فلکي واقع در کنار آن يعني قيفاووس هر دو والدين شاهزاده آندرومدا محسوب مي شوند.



  ستاره ها

آلفاي اين صورت فلکي يعني صدر ذات الکرسي (در عربي به نام حيوان چهار پا) يک ستاره تقريباً متغير است. طيف آن از نوع ko II – IIIقدرش 2/2 و تا زمين 120 سال نوري فاصله دارد. گاماي ذات الکرسي يا cih ( در زبان چيني به معناي «تازيانه» مي باشد) که يک ستاره خرده غول، در فاصله 730 سال نوري از زمين است. قدر آن از 6/1 تا 3 بدون امکان پيش بيني ، تغيير مي کند. ستاره اتا که گاهي Achird ناميده مي شود. در کنار خط واصل بين صدر ذات الکرسي و گاماي ذات الکرسي قرار دارد. طيف آن از نوع GO v ، قدرش 4/3 و به فاصله 19 سال نوري است. اتاي اين صورت فلکي ستاره اي جفتي و جذاب از نوع k با همدمي با قدر هفتم است.  



  اجرام عمقي آسمان

در اين صورت فلکي تعدادي خوشه و سحابي قابل مشاهده با دوربين دو چشمي با تلسکوپ وجود دارد. M52 يک نمونه ي خوب از خوشه هاي باز، شامل بيش از 100 ستاره است و درخشان ترين آن ها در حدود قدر هفتم در سطحي به درازاي 12 دقيقه قوسي قرار دارد M103 خوشه اي باز و کوچکتر ، با تعداد ستارگان کمتر مي باشد.  



  روباه (VUL) روباهک

 

زمان رسيدن به نصف النهار : 19 شهريور؛
مساحت : 278 درجه مربع
صورت فلکي روباه دقيقاً در جنوب صورت فلکي سنبله قرار دارد و از صورت هاي جديد آسمان محسوب مي شود که در سال 1690 توسط يوهانس هوليوس ستاره شناس آلماني- لهستاني بنياد گذاشته شد. نامي که او به اين بخش از آسمان داد «روباه با غاز» بود که به تدريج نام غاز حذف و امروزه ما آن را «روباه» مي شناسيم. صورت فلکي روباه ستاره درخشاني ندارد و تنها جرم معروف آن «سحابي دمبل» است.
 



  ستاره ها

تنها ستاره اين صورت فلکي که حروف لاتين دارد، آلفاست. طيف آلفاي روباه از نوع MO با قدر 4/4 و فاصله 85 سال نوري است.  



  اجرام عمقي آسمان

M27 يعني سحابي دمبل يک سحابي سياره اي قدر هشتم است که به لحاظ شکل آن که معلول احاطه ستاره مرکزي به وسيله گاز مي باشد آن را از دو سو روشن نموده و در نتيجه اين مجموعه شکل دمبل را نشان مي دهد. اندازه آن 8 دقيقه قوسي در فاصله 980 سال نوري تا زمين است که مي توان آن را در 7 درجه اي جنوب شرقي ستاره آلفاي روباه يافت.  



  زرافه (Cam) شتر گاو پلنگ

 

رسيدن به نصف النهار : 12 بهمن؛
مساحت : 757 درجه مربع
زرافه يکي از صورت هاي فلکي جديد در آسمان شمالي مي باشد که براي اولين بار توسط ستاره شناس آلماني، ياکوب بارچ در سال 1624 محدوده آن تعيين گرديد. اين صورت فلکي داراي ستارگان کم فروغ در اطراف صورت هاي معروف دب اکبر، ذات الکرسي و غيره، با ستاره هاي درخشان تر است. نام انگليسي اين صورت فلکي برگرفته از يک اسم يوناني به معناي «شترگاوپلنگ» است که به زرافه داده شده. اين حيوان داراي سر وگردني مانند شتر و پوست خالداري شبيه به پلنگ است. هر چند که صورت فلکي زرافه وسيع است اما ستارگانش کم فروغ و بي نامند. بارش شهابي بر ساووشي که در نيمه دوم مرداد اتفاق مي افتد، نقطه نور بارانش در مرز اين صورت فلکي با بر ساووش است.
 



  ستاره ها

زرافه داراي ستارگان قابل توجهي نيست.  



  اجرام عمقي آسمان

1502 NGC يک خوشه باز در فاصله 3750 سال نوري شامل 15 ستاره است که درخشان ترين آن ها داراي قدر 5 مي باشد.2403 NGC يک کهکشان مارپيچي قدر هشتم با ابعاد حداکثر حدود يک چهارم درجه يا نصف عرض کره ماه است.  



  سپر (sct)

 

زمان رسيدن به نصف النهار : 24 مرداد ؛
مساحت : 109 درجه مربع
اين صورت فلکي کوچک ، در ابتدا به اسم سپر سوبيسيانوم(1) يا «سپر سوبيسکي» نامگذاري شد که به افتخار پادشاه لهستان در قرن هفدهم، جان III سوبيسکي(2)بود ولي در واقع جنبه تبليغ داشت. اما امروزه اين نام کوتاه شده و به کلمه «سپر» اکتفا مي شود. هر چند اين صورت شامل ستاره هاي ضعيفي است ولي به لحاظ قرار گرفتن نزديک به مرکز کهکشان راه شيري، داراي چندين خوشه ستاره اي و دو جرم از مسيه است. همان طور که چارت نشان مي دهد بخشي از صورت فلکي مار يعني دم آن در مجاورت سپر است. در معرفي صورت فلکي بعدي يعني «سرمار» در اين مورد بيشتر صحبت مي کنيم.
 



  ستاره ها

طيف آلفاي سپر از نوع K3 III قدرش 9/3 و در فاصله 180 سال نوري مي باشد.  



  اجرام عمقي آسمان

M11 يک خوشه باز قدر ششم به فاصله 180 سال نوري واقع و در 2 درجه اي جنوب شرقي ستاره بتاي سپر است. اين خوشه داراي 200 ستاره از قدرهاي 9 تا 14 در پهنه اي از آسمان به طول 10 دقيقه قوسي مي باشد. M26 در حدود 5 درجه اي جنوب بتاي سپر بوده که قدر آن 9 و به عنوان يک خوشه باز 20 ستاره اي در فاصله 5000 سال نوري تا زمين قرار گرفته است.  



  سرطان (Cnc) خرچنگ

 

رسيدن به نصف النهار : 25 اسفند ؛
مساحت : 506 درجه مربع
با وجود که اين صورت فلکي در دايرة البروج کمتر آشکار است ولي در مجموع يکي از صورت هاي فلکي شناخته شده قديمي مي باشد. در اوايل زمان هاي باستاني خورشيد در انقلاب تابستاني يعني زماني که خورشيد به موقعيت حداکثر ميل شمالي خود، در عرض جغرافيايي 4/23 درجه موقع ظهر بالاي سر قرار مي گرفت. اين خط يا مدار از دوران گذشته به نام «مدار رأس السرطان» نام گذاري شده است.
 



  ستاره

زتاي اين صورت فلکي يک ستاره چند تايي از قدر حدود 7/4 با فاصله 52 سال نوري از زمين است. با تلسکوپ هاي کوچک داراي دو ستاره زرد – نارنجي با قدرهاي 5 و 7 قابل مشاهده مي باشد.  



  اجرام عمقي آسمان

M44 آخور ، معروف به صورت خوشه اي باز، که به نام کندو هم گفته شده، مي باشد. فاصله آن 515 سال نوري و قابل تشخيص با چشم غيرمسلح است . اين مجموعه شامل 75 ستاره قابل مشاهده بوده که درخشنده ترين آن ها داراي قدر 3/6 و به وسعت 80 دقيقه قوسي ( سه برابر قطر ماه کامل ) است. M67 از ديگر خوشه هاي بازي مي باشد که به خوبي مطالعه شده و شامل 65 ستاره به وسعت 15 دقيقه قوسي است. ستارگانش داراي قدر 7 در فاصله 2700 سال نوري است.  



  1-Sobiescianum
2-sobieski
 

ادامه نوشته

سکستان (sex) ذات السدس ، سکستانت

سکستان (sex) ذات السدس ، سکستانت

 

زمان رسيدن به نصف النهار : 16 فروردين ؛
مساحت : 314 درجه مربع
نام اين صورت فلکي نسبتاً جديد، به افتخار يوهانس هوليوس ستاره شناس آلماني، لهستاني ، که توانست با يک دستگاه سکستان (سدس) از آسمان اولين نقشه دقيق و مشروح کره ماه را تهيه کند، به اسم سکستان نامگذاري شد. همسر هوليوس توانست سه سال بعد از فوت شوهرش در سال 1690 کاتالوگ و اطلس 1564 ستاره اي را به عنوان دستيار او در رصدهايش منتشر کند.
هوليوس در اين کاتالوگ و اطلس توانست براي بعضي از صور فلکي که تا آن موقع شکل رسمي نگرفته بودند و به عنوان مکآن هاي «فاقد شکل » محسوب مي شدند، صورت فلکي جديد تعريف نمايد. از شکل هاي ناشناخته قبلي، امروز، به طور رسمي هفت صورت فلکي به همراه سکستان صاحب نام شده اند. سکستان صاحب نام شده اند. سکستان يک صورت فلکي محو و گمنام و کمتر جالب توجه است که در جنوب اسد و دقيقاً در شرق ستاره ي آلفاي مار آبي (فرد شجاع) قرار گرفته است.



  ستاره ها

هيچ يک از ستاره هاي سکستان درخشنده تر از قدر پنجم نمي باشند.  



  اجرام عمقي آسمان

در سکستان تعدادي کهکشان وجود دارد که اغلب ضعيف تر از قدر 12 هستند.  



  سنبله (Vir) دوشيزه

 

زمان رسيدن به نصف النهار : 4 خرداد ؛
مساحت : 1294 درجه مربع
سنبله تنها چهره زنانه در منطقه البروج بوده و يکي از قديمي ترين و مشخص ترين صورت هاي فلکي آسمان است، ضمن اين که نام تعدادي از خدايان اساطيري مؤنث از جمله ايشتر(1) ، ايزيس(2) [رب النوع مصري] ، دمتر(3)[ رب النوع مادر زمين] ، آتنا(4) [دختر زئوس و متيس] و آرتميس(5)[خواهران آپولون] را در خود دارد. سنبله يک صورت فلکي عظيم و دومين صورت فلکي در آسمان از نظر بزرگي است. خورشيد در عبور سالانه خود در دايرة البروج، بيشترين زمان را در اين صورت مي گذراند. تنها ستاره درخشان سنبله ، سماک اعزل است که به طور مشخص و مجزا مي توان آن را تشخيص داد
 



  ستاره ها

آلفاي سنبله به نام سماک اعزل در لاتين به معناي «خوشه گندم » آمده که در دست دوشيزه اي است. طيف آن از نوع BIV قدر 0/1 و فاصله آن 220 سال نوري است . سماک اعزل داراي يک همدم بسيار کم نور است.  



  اجرام عمقي آسمان

در داخل اين صورت فلکي خوشه کهکشاني سنبله قرار دارد که خوشه وسطي آن ابر خوشه سنبله است و خوشه کهکشاني ما هم که جزء «گروه محلي» محسوب مي شود، يکي از اعضاي آن است. خوشه سنبله شايد شامل 3000 کهکشان، در فاصله 50 ميليون سال نوري تا زمين است. براي مشاهده اغلب اين کهکشان ها نياز به تلسکوپ متوسط است. درخشان ترين آن ها M49 به صورت کهکشان بيضوي با قدر M 104 , 8 يک کهکشان مارپيچ قدر هشتم است.  



  سوسمار (Lac) مارمولک – بزمجه

 

زمان رسيدن به نصف النهار : 18 مهر؛
مساحت : 201 درجه مربع
صورت فلکي سوسمار يک صورت فلکي نسبتاً جديد است که در سال 1687 به وسيله ستاره شناس آلماني، يوهانس هوليوس براي پرکردن منطقه خالي بين دجاجه و آندرومدا، معرفي شده است. او اين بخش را سوسمار و يا سمندر آبي ناميد. بر خلاف اندازه کوچکش، به لحاظ قرار گرفتن در لبه نوار کهکشان راه شيري، داراي اجرام عمقي بسياري از نوع خوشه هاي باز مي باشد.
 



  ستاره ها

همه ستارگانش از قدر چهارم يا ضعيف ترند.  



  اجرام عمقي آسمان

NGC 7209 در لبه غربي سوسمار در مرز دجاجه قرار گرفته و تشکيل يک خوشه باز 50 ستاره اي با قدر بين 9 تا 12 را مي دهد. منطقه مورد پوشش آن به قطر 20 دقيقه قوسي و به فاصله 2900 سال نوري از ما است. NGC 7243 هم خوشه اي باز با قدر 9 و داراي 40 ستاره است که در غرب آلفاي سوسمار با قطر 20 دقيقه قوسي و 2800 سال نوري، قرار گرفته است.  



  سهم (sge) تير، پيکان

 

زمان رسيدن به نصف النهار : 8 شهريور؛
مساحت : 80 درجه مربع
سهم يا تير، صورتي است که از دوران کلاسيک شناخته شده بوده و شباهت آن به هر نوع تير و پيکاني است که در اساطير آمده باشد. گفته اند که اين همان تيري است که عقاب زئوس را کشته ، يعني پيکاني که به وسيله جائي يا هرکول به طرف مرغان ستومفاليسي(6) در اساطير يونان، مرغاني آدم خوار در کنار درياچه ستومفالوس در آرکاديا) پرتاب گشته و يا يکي از تيرهايي است که آپولو توانست سيکلوپها(7) (عفريتهاي عظيم يک چشم، در اساطير يونان) را با آن بکشد. همچنين گفته شده که اين صورت به شکل تير کوپيد(8)(رب النوع عشق) است.
سهم ، سومين صورت فلکي کوچک در منطقه اي کمرنگ از آسمان است که شامل تعداد کمي ستاره کم فروغ و چند جرم جالب، در عمق آسمان مي گردد.
 



  ستاره ها

آلفاي سهم گاهي به نام شم خوانده شده که در عربي معادل «تير» است. طيف اين ستاره از نوع Go II ، با قدر 4/4 و فاصله 620 سال نوري مي باشد.  



  اجرام عمقي آسمان

اجرام عمقي آسمانM71 يک خوشه کروي قدر هشتم است که در بين دلتا و گاماي سهم قرار گرفته است.  



  1- Ishtar
2- Isis
3- Demeter
4- Athena
5-Artemis
6-Stymphalian
7-Cyclops
8-Cupid
 

ادامه نوشته

سياهگوش (Lyn)

سياهگوش (Lyn)

 

زمان رسيدن به نصف النهار : 15 اسفند
مساحت : 545 درجه مربع
اين صورت فلکي در سال 1687 به وسيله يوهانس هوليوس به وجود آمد تا قسمت هاي خالي جنوب غربي دب اکبر و صورت فلکي مجاور آن يعني شير کوچک را که همزمان براي آن نقشه تهيه مي نمود. او ستارگان ضعيف اين منطقه را وقتي معرفي کرد که نوشت: اگر بخواهيم آن ها را رصد کنيم بايد چشماني همچون سياهگوش داشه باشيم و به همين لحاظ اين مجموعه نام سياهگوش يا گربه وحشي شب را به خود گرفت. هر چند که صورت فلکي سياهگوش منطقه وسيعي از آسمان را مي پوشاند اما داراي اجرام عمقي کمتري است که بتوان با تلسکوپ هاي آماتوري آن ها را ديد . يکي از درخشنده ترين آن ها ستاره شماره 10 دب اکبر است که در کاتالوگ منتشر شده وسيله جان فلامستيد(1) در سال 1725 از آن به عنوان ستاره اي دب اکبر نام برده شده.



  ستاره ها

ستاره آلفاي سياهگوش داراي طيف K7 III با قدر 1/3 و فاصله 165 سال نوري است. ستاره 38 سياهگوش، دومين ستاره درخشان از نوع f 5 V و قدر 0/4 به فاصله 46 سال نوري مي باشد.  



  اجرام عمقي آسمان

اجرام عمقي آسمان 2683 NGC يک کهکشان مارپيچ قدر 10 است که ما آن را در لبه اين صورت مي بينيم  



  شلياق (Lyr) چنگ رومي

 

زمان رسيدن به نصف النهار : 24 مرداد؛
مساحت 286 درجه مربع
از بين گوهرهاي درخشان آسمان، چنگ رومي نماينده «سازي» است که اورفه(2)آن را نواخت تا نيروهاي «هادس»(3)(خداي عالم و ارواح و برادر زئوس) را ترغيب نمايد تا همسر دوست داشتني او ايوريديس(4)آزاد نمايد. ستاره الماس گونه و درخشان نسر واقع با رنگ سفيد، آبي، به عنوان پنجمين ستاره درخشان آسمان، محسوب مي شود.
 



  ستاره ها

ستاره آلفا يا نسر واقع به معناي «عقاب» يا «لاشخور» و کرکس در عربي است. طيف آن از نوع Ao v با قدر 3/0 و فاصله 26 سال نوري است. ستاره بتا تا زمين 300 سال نوري فاصله دارد و به عنوان ستاره اي آغازين از گروه متغيرهاي گرفتي محسوب مي گردد. دو ستاره آن از نوع A8 , B7 V چنان به هم نزديکند که جريان هاي گاز داغ از آن ها به بيرون پرتاب مي شود و ستاره بتا داراي قدر متغير از 3/3 تا 3/4 در مدت 9/12 روز است. ستاره اپسيلون با چشم غيرمسلح با قدر 4 به نظر مي رسد، اما دوربين دو چشمي با تلسکوپ هاي کوچک آن را به صورت دو ستاره مجزا با قدرهاي 7/4 و 1/5 نشان مي دهد. تلسکوپ هاي بهتر هر يک از اين ستارگان را هم به صورت جفتي نشان مي دهد.  



  اجرام عمقي آسمان

M57 يک سحابي حلقه اي با قدر نهم در ميانه راه بين بتا و گاماي شلياق در فاصله 2150 سال نوري از ماست. «حلقه » پوسته اي از گاز بيرون افکنده به وسيله مرکز سحابي، يعني ستاره قدر 15 است، M56 با قدر 8 يک خوشه ي کروي است.  



  شير کوچک (LMi) اسد اصغر

 

زمان رسيدن به نصف النهار : 21 فروردين ؛
مساحت : 232درجه مربع
اين يکي از چند صورت فلکي قرن هاي اخير (حدود سال 1687) مي باشد که براي پر کردن بخشي از آسمان شمالي که در يونان به اسم «بي شکل ها» به مفهوم «شکل نگرفته» يا «بدون شکل» معروف بوده به وجود آمده است. تصور مي شود که اين ستاره ها نزد اعراب باستاني، نشان دهنده غزال بوده است. اين ستارگان در روايات قومي مردم چين گاهي با ستارگان صورت اصلي اسد نزديک مي شدند تا با هم يک صورت عظيم اژدها مانند را بسازند و در پاره اي ديگر از نقش و نگارهاي کهن ، به صورت ارابه در نظر گرفته شده است. ستاره هاي کم فروغ شير کوچک در بين دو صورت فلکي مشخص : اسد در جنوب و دب اکبر در شمال واقع شده است. در مجموع ستارگان اين صورت فلکي، تنها يک ستاره، آن هم بتا داراي حروف يوناني مي باشد.
 



  ستاره ها

ستاره 46 شير کوچک، درخشان ترين ستاره از اين صورت فلکي با قدر 8/3 است. طيف مخصوص آن در گروه KO III –IV و به فاصله 75 سال نوري است. ضمناً ستاره بتا با قدر 2/4 به عنوان دومين ستاره درخشان در صورت فلکي شيرکوچک است. نوع طيف آن C8 III -IV و در فاصله 100 سال نوري تا زمين قرار گرفته است.  



  اجرام عمقي آسمان

در اين صورت فلکي کهکشان هاي قدر دهم يا ضعيف تر فراوانند.  



  عقاب (Agl)

 

رسيدن به نصف النهار : 8 شهريور؛
مساحت : 652 درجه مربع
صورت فلکي عقاب را در جهان غرب، از 1200 سال قبل از ميلاد، به عنوان يک پرونده مي شناختند که در امتداد راه شيري تابستانه قرار گرفته و منطقه اي بسيار غني جهت مطالعات ستاره شناسي با تلسکوپ هاي «زاويه باز» است.
 



  ستاره ها

ستاره آلفاي عقاب از جمله ستاره هاي درخشان آسمان و در وسط سه ستاره تشکيل دهنده بال عقاب قرار گرفته . اين ستاره يکي از سه رأس مثلث تابستاني است که در فصل تابستان به عنوان نمادي واضح در آسمان ظاهر مي شود و از نيم کره شمالي زمين به خوبي پيداست . دو رأس ديگر مثلث از ستاره هاي دنب (آلقاي دجاجه) و نسر واقع (آلفاي چنگ رومي) ساخته شده است. نوع طيف آن A7 IV - V، قدرش 8/0 و فاصله آن تا زمين 17 سال نوري است.  



  اجرام عمقي آسمان

NGC6709 يک خوشه باز با قدر 8 شامل حدود 40 ستاره است که در چند درجه اي جنوب غربي ستاره زتاي عقاب در فاصله 3100 سال نوري از زمين قرار گرفته است. براي مشاهده آن، نياز به تلسکوپ کوچک است  



  1- John Flamsreed
2 - Orpheus
3 -Hades
4 - Eurydice
 

ادامه نوشته

عقرب (sco) کژدم

عقرب (sco) کژدم

 

زمان رسيدن به نصف النهار: 29 تير؛
مساحت : 497 درجه مربع
اين صورت فلکي کوچک منطقه البروج، چهره عقربي را تصوير مي کند که با نيش خود، جبار اين صورت فلکي مشهور فصل زمستان را کشته است. اين دو صورت فلکي در دو سمت مقابل هم در آسمان قرار گرفته اند. بنابراين، زماني که عقرب طلوع مي کند جبار غروب مي نمايد . صورت فلکي عقرب در امتداد کهکشان راه شيري و در کنار قوس واقع شده، بنابراين از لحاظ اجرام آسماني غني مي باشد.



  ستاره ها

آلفاي غرب همان ستاره قلب العقرب بوده که معناي انگليسي آن «رقيب مريخ» است . علت اين رقابت ، سرخ رنگي اين ستاره در قياس با رنگ سياره مريخ سرخ روست. اين ستاره يک ابرغول بوده و حدود 600 برابر قطر خورشيد با طيف M1 Ib و قدر 0/1 مي درخشد. قلب العقرب داراي يک همدم آبي رنگ از قدر پنجم مي باشد که طيف آن B3 و فاصله اش 600 سال نوري است.  



  اجرام عمقي آسمان

عقرب شامل بيش از دو دوجين خوشه ستاره اي ، با قدر 7 و 8 است که در دو طرف دم عقرب قرار گرفته اند. M7 (قدر سوم) و M6 (قدر چهارم) هر دو از خوشه هاي باز درخشان هستند. در حالي که M4 يک خوشه کروي قدر ششم است.  



  عوّا (Boo) گاوران

 

رسيدن به نصف النهار : 25 خرداد ؛
مساحت : 907 درجه مربع
صورت فلکي عوا گاهي به عنوان خرسبان، که سگ هاي صورت فلکي سگان شکاري و همچنين خرس هاي دب اکبر و دب اصغر در حوالي قطب شمال را دنبال مي کند. معرفي مي شود. عوا به شکل بادبادک يا بستني قيفي بوده که درخشنده ترين ستاره آن سماک رامح، در بخش پاييني قرار دارد. براي يافتن سماک رامح مي توان انحناي دسته آبگردان دب اکبر را به صورت قوس ادامه داد تا به آن رسيد.
 



  ستاره ها

سماک رامح ستاره الفا از اين صورت فلکي است که نام انگليسي آن مشتق از لغت arktouros به معناي «نگهبان خرس» در واقع اشاره اي به خرس بزرگ آسمان است. سماک رامح چهارمين ستاره درخشان در کل آسمان و يکي از معدود ستارگان درخشان زرد ، نارنجي است که مي توان آن را به راحتي تشخيص داد. نوع طيف آن K2 - III ، با قدر منهاي 04/0 و فاصله 34 سال نوري است. بقيه ستارگان عوا به نسبت کم فروغند . درخشنده ترين آن ها اپسيلون به عنوان يک مجموعه سه تايي به نام ازار است.  



  اجرام عمقي آسمان

NGC5466، يک خوشه کروي در فاصله 4700 سال نوري است که مجموعه اي با قدر 5/8 و مات را مي سازد.  



  قطعه الفرس (Equ) اسب کوچک ، پاره اسب – پوني (1)

 

زمان رسيدن به نصف النهار : 29 شهريور؛
مساحت : 72 درجه مربع
به نظر مي رسد که اين صورت فلکي را در دو قرن قبل از ميلاد، هيپارکوس ستاره شناس يوناني نامگذاري کرده باشد، در حالي که قرن ها در نوشته هاي نجومي نامي از آن برده نشده ، نام او را احتمالاً به اين دليل معادل «اسب کوچک» گذاشته اند تا تمايزي با صورت فلکي مجاور خود يعني اسب بالدار يا فرس اعظم داشته باشد. جايگاه اسب کوچک بين دماغ اسب بالدار در شرق و صورت فلکي کوچک دلفين در غرب است. اين صورت فلکي دومين صورت فلکي لحاظ کوچکي در منطقه مي باشد (فقط صورت فلکي صليب جنوبي به اندازه 4 درجه مربع از آن کوچکتر است). از آنجا که اين صورت فلکي ، کوچک و فاقد ستارگان درخشنده است اما پيدا کردنش سخت بوده و در نتيجه کمتر مورد توجه قرار گرفته است.
 



  ستاره ها

آلفاي صورت فلکي اسب کوچک به نام نير قطعه الفرس است که در عربي معناي «قسمتي از اسب» يا «اسب کوچک» را مي دهد. طيف آن از نوع Go III ، قدرش 9/3 و فاصله اش با ما معادل 150 سال نوري است.  



  اجرام عمقي آسمان

داراي اجرام عمقي نمي باشد.  



  قوس (Sgr) کماندار ، نيم اسب

 

زمان رسيدن به نصف النهار : 29 مرداد؛
مساحت : 867 درجه مربع
اين صورت فلکي بزرگ واقع در دايرة البروج ، شايد يکي از ابتدايي ترين خداوندان جنگ با تيرو کمان در آغاز در اساطير سومري ها و سپس به عنوان کماندار يوناني ها، و در نهايت موجود نيمي انسان، نيمي بز و يا حيواني با بالا تنه انسان و پائين تنه اسب ( قنطورس) معرفي شده است. مشاهده شکل نيم انسان، نيم اسب، در آسمان کار ساده اي نيست ولي از آنجا که در نجوم جديد ، آن را «قوري چاي» ناميده اند، لذا پيدا کردنش آسان تر شده است. قوس در مرکز کهکشان ما قرار گرفته و در نتيجه ، راه شيري در اين بخش درخشنده ترين حالت را دارد.
 



  ستاره ها

اپسيلون قوس به نام کمان (قوس) جنوبي داراي طيف B9 IV و در فاصله 85 سال نوري از ماست. اين ستاره با قدر 9/1 درخشان ترين ستاره صورت فلکي قوس محسوب مي گردد.  



  اجرام عمقي آسمان

در صورت فلکي قوس تعداد زيادي از اجرام عمق آسمان از جمله 15 جرم مسيه، و روشن ترين ابر آسماني واقع در کهکشان راه شيري، در اين محل استقرار يافته است. M22 يک خوشه کروي قدر پنجم است که در 3 درجه اي شمال شرقي ستاره لانداي قوس واقع گرديده است. M23 يک خوشه باز بزرگ داراي 120 ستاره از قدر 7 است. M8 يا سحابي مرداب، ابر وسيع زيبايي است که ستارگان جواني را در فاصله 1500 سال نوري از زمين در بر گرفته و داراي قدر کلي 6 مي باشد. در همان نزديکي M20 سحابي سه شاخه قرار گرفته که تعدادي از ستاره هاي خيلي داغ و جوان را در درون گاز و غبار خود، جاي داده است. M17 سحابي اُمگا به فاصله 10000 سال نوري از زمين، داراي قدر 7 است.  



  1-اين نوع اسب در ايران به نام پوني شناخته مي شود.  

ادامه نوشته

قيطس (cet) هيولاي دريايي – نهنگ

قيطس (cet) هيولاي دريايي – نهنگ

 

زمان رسيدن به نصف النهار : 9 آذر ؛
مساحت : 1231 درجه مربع
قيطس يکي از صورت هاي فلکي است که از ديرزمان شناخته شده و چهارمين صورت فلکي از نظر وسعت مي باشد، ضمن اين که درخشان ترين ستاره آن از قدر دوم است. در تمدن هاي اوليه بين النهرين اين ستارگان را تحت نام Tiamat به معناي اژدهاي کيهاني که وسيله مردوک(1)قهرمان کشته شد، مي شناختند. در اساطير کلاسيک قيطس همان هيولاي دريايي است که آندرومدا را تهديد به مرگ کرد.



  ستاره ها

در اين صورت فلکي ستاره اوميکرون (O) به نام ميرا ( شگفت اختر يا اعجوبه) خوانده مي شود. که ستاره اي آغازين از نوع متغير تپشي درازمدت است که در سال 1596 به عنوان اولين متغير کشف گرديد. اين کشف باعث افزودن اعتبار انقلاب کوپرنيکي در نجوم و فروپاشي اعتقادات کهنه اي شد که براساس آن مي گفتند آسمان هرگز تغيير پيدا نمي کند، طيف و قدر ستاره ميرا در طول مدت 330 روز از نوع M5- III و قدر 4/3 ( تا قدر دو هم رسيده) به طيف M9 III و قدر 3/9 مي رسد و مجدداً به حالت اول خود بر مي گردد. فاصله آن از ما 130 سال نوري است.  



  اجرام عمقي آسمان

قيطس شامل کهکشان هاي ضعيف بسياري است که درخشنده ترين آن ها M77 به صورت يک کهکشان مارپيچي با قدر 9 مي باشد.  



  قيفاووس (Cep) سلطان

 

زمان رسيدن به نصف النهار : 23 مهر ؛
مساحت : 588 درجه مربع
هر چند که اين صورت فلکي فاقد ستارگان درخشنده مي باشد ، اما از هزارها سال قبل شناخته شده بوده است. همنام اساطيري آن شوهر ذات الکرسي (ملکه) و پدر آندرومدا محسوب مي گردد. شکل آن تقريباً شبيه به يک نقاشي کودکانه از خانه اي با سقف شيبدار است. از آنجا که کهکشان راه شيري از قيفاووس مي گذرد، لذا از نظر سحابي ها و خوشه هاي ستاره اي غني مي باشد.
 



  ستاره ها

ستاره آلفاي اين صورت فلکي به نام ذراع اليمين است که در عربي به معناي «بازو» و يا «شانه» مي باشد. طيف آن از نوع A7 IV –Vقدرش 4/2 و فاصله تا ما معادل 49 سال نوري است. ستاره دلتا يک نمونه نخستين از ستارگان متغيري است که تحت نام قيفاووسي ها طبقه بندي مي شوند. دقيقاً ظرف مدت 5/366341 روز دلتاي قيفاووسي قدر و نوعش از 5/3 با طيف f5 به قدر 4/4 و طيف G2 تغيير يافته و مجدداً به حالت قبل بر مي گردد.  



  اجرام عمقي آسمان

188NGC قديمي ترين خوشه ستاره اي باز شناخته شده مي باشد در حالي که درخشنده ترين ستاره آن، قدر 11 دارد. IC 1396 در جنوب غربي موي قيفاووسي شامل حدود 30 ستاره در منطقه اي به قطر 50 دقيقه قوسي است که تقريباً دو برابر قطر ماه در حالت بدر را مي پوشاند. درخشنده ترين ستاره آن داراي قدر ششم است.  



  کلب اصغر (CMi) سگ کوچک

 

زمان رسيدن روي نصف النهار : 11 اسفند،
مساحت : 182درجه مربع
صورت فلکي کلب اصغر که در مجاورت کلب اکبر قرار گرفته، از ديگر سگان شکاري جبار بر آسمان فصل زمستان است. اين صورت فلکي از جمله صور کوچک در کره سماوي است که اساساً فقط سه ستاره دارد و شعراي شامي درخشان، يکي از آن هاست. کهکشان راه شيري از ميان دو ستاره شعراي يماني و شعراي شامي عبور مي کند.
 



  ستاره ها

آلفاي اين صورت فلکي همان شعراي شامي است که لغت انگليسي آن از منبع يوناني به معناي «قبل از سگ» گرفته شده، و علت آن طلوعش قبل از ستاره مجاور يعني شعراي يماني يا ستاره سگ است. شعراي شامي از ما فقط 4/11 سال نوري فاصله داشته و چهاردهمين ستاره شناخته شده نزديک در آسمان و پنجمين ستاره نزديک قابل مشاهده با چشم غيرمسلح مي باشد. نوع طيف آن f5 –IVو قدر 4/0 است. شعراي شامي مانند شعراي يماني داراي همدمي از نوع کوتوله سفيد مي باشد که خيلي به آن نزديک و آنچنان کم فروغ است که فقط با تلسکوپ هاي بسيار قوي قابل مشاهده است.  



  اجرام عمقي آسمان

هيچ يک به سادگي قابل مشاهده نيستند  



  کلب اکبر (CMa) سگ بزرگ

 

زمان رسيدن به نصف النهار : 26 بهمن؛
مساحت : 380 درجه مربع
نام کلب اکبر در اصل فقط براي شعراي يماني ( شباهنگ) به عنوان درخشنده ترين ستاره آسمان شب به کار مي رفته که يکي از سگ هاي جبار بوده است. مصريان باستان طلوع شعراي يماني به همراه خورشيد را به عنوان اول سال جديد جشن مي گرفتند ، زيرا اين زمان مصادف با سيلاب هاي سالانه و تجديد باروري زمين در منطقه رود نيل بوده است.
 



  ستاره ها

آلفاي اين صورت فلکي ، که همان شعراي يماني و يا ستاره سگ مي باشد ستاره اي است سفيد آبي با طيف A1 V که فاصله آن تا ما فقط 8/8 سال نوري است. اين ستاره بسيار نزديک ( پنجمين ستاره نزديک به منظومه خورشيدي ) با توجه به ميزان انرژي خروجي اش که 25 برابر خورشيد ماست درخشان ترين ستاره آسمان شب است، ضمن اين که قدر ظاهري آن منهاي 46/1 و داراي همدمي نزديک، کم فروغ به صورت کوتوله اي سفيد ( به نام توله سگ) است که هر 50 سال يک بار آن را دور مي زند. در شرايط خوب رصدي مي توان همدم آن را از درون تلسکوپ ديد.  



  اجرام عمقي آسمان

در 4 درجه شعراي يماني، خوشه باز M41 قرار گرفته که به صورت ستاره اي از قدر ششم و مات با چشم غير مسلح به نظر مي رسد. اين خوشه شامل 50 ستاره از قدر هفتم در محوطه اي به ابعاد ماه بدر است.  



  1- Marduk  

ادامه نوشته

کوره (For) تنور

کوره (For) تنور

 

زمان رسيدن به نصف النهار : 24 آذر؛
مساحت : 398 درجه مربع
مبناي نام اين صورت فلکي به عنوان کوره از قرن هجدهم از زماني آغاز شد که منجم فرانسوي نيکلا، لويي دولاکاي آن را کوره شيميايي ناميد. اين منجم توانست از ستارگان ضعيف واقع در خميدگي صورت فلکي نهر، اين صورت فلکي را بسازد. صورت فلکي کوره فاقد هر گونه ستاره درخشان است و فقط تعدادي اجرام عمقي آسمان دارد.



  ستاره ها

طيف ستاره آلفاي کوره از نوع F8 –IVقدرش 9/3 و فاصله آن تا ما 46 سال نوري است.  



  اجرام عمقي آسمان

هرچند که اين صورت فلکي جايگاه خوشه ستاره اي کوره است ، اما هيچ يک از آن ها قابل مشاهده با تلسکوپ هاي کوچک نيستند. موقعيت اين اجرام در گوشه جنوب شرقي، در مرز نهر و در حدود يک درجه مربع است. اين مجموعه شامل حدود 18 کهکشان مارپيچي و بيضوي نزديک به هم است که قدر آن ها از 10 تا 13 متغير مي باشد.  



  گيسوي برنيکه (Com) موي برنيکه

 

زمان رسيدن به نصف النهار : 25 ارديبهشت ؛
مساحت : 386 درجه مربع
هر چند که اين صورت فلکي کوچک و کم فروغ است و تا سال 1602 هنوز هم محدوده آن دقيقاً مشخص نبود اما گيسوي برنيکه داراي اصالت باستاني است و نشان دهنده گيسوي ملکه مصر يعني برنيکه دوم است که حکمران اين کشور در سالهاي حدود 221 تا 246 قبل از ميلاد مسيح بوده است. اين ستارگان در زماني به عنوان منگوله انتهايي دم شير محسوب مي شد که در مجاورت اين صورت فلکي قرار دارد. وقتي که شما به گيسوي برنيکه نگاه مي کنيد در حقيقت شمال، را نگريسته ايد که عمود بر صفحه کهکشان راه شيري است و لذا يک ديد واضح در وراي کهکشان خودمان پيدا کرده ايد.
 



  ستاره ها

ستاره بتا کمي نوراني تر از خورشيد ماست که نگاه به آن، نشان مي دهد که خورشيد را اگر از فاصله 27 سال نوري مي ديديم تا چه حد کم نور و ضعيف بود، نوع طيف آن GO V و داراي قدر 6/4 مي باشد.  



  اجرام عمقي آسمان

خوشه کهکشاني گيسو در فاصله ميليون ها سال نوري از ما واقع شده و شامل بيش از 1000 کهکشان است که اکثراً ضعيف تر از قدر دوازدهم هستند. در مرز صورت فلکي سنبله تعدادي از کهکشان هاي نزديک تر را مي توان با تلسکوپ هاي کوچک مشاهده کرد. M64 ( کهکشان چشم سياه) و M85 هر دو مارپيچي با قدر نهم مي باشند.  



  مار : سرمار / مار (Ser)

 

سرمار: زمان رسيدن به نصف النهار : 9 تير؛
مساحت : 429 درجه مربع
دم مار : زمان رسيدن به نصف النهار : 14 مرداد ؛
مساحت : 208 درجه مربع
صورت فلکي مار تنها صورت فلکي است که به شکل دو پاره جدا از هم، يعني سر و دم که به وسيله صورت فلکي حوا ( حامل مار) مجزا شده اند، نشان داده مي شود. در اصل اين مجموعه يک صورت فلکي عظيم را مي سازد. نام ستارگان تشکيل دهنده مار نشانگر يک پارچگي آن ها بوده است. در اين چارت فقط قسمت «سرمار» نشان داده شده و براي مشاهده «دم مار» لازم است به صورت فلکي سپر مراجعه گردد.
 



  ستاره ها

آلفاي صورت فلکي مار به نام سر مار است ، قدر آن 7/2 ، طيفش از نوع K2 –IIIو در فاصله 62 سال نوري مي باشد.  



  اجرام عمقي آسمان

M5 يک خوشه کروي قدر ششم صورت فلکي سر مار است که در فاصله 8 درجه اي جنوب غربي آلفاي مار به عنوان يک جرم زيباي آسماني براي ديدن، قرار دارد. فاصله آن تا زمين 26000 سال نوري است. IC 4756 يک خوشه باز قدر 5 به فاصله 1400 سال نوري ، در 4 درجه اي شمال غربي تتاي مار در بخش شمالي دم مار است. M16 در گوشه جنوب شرقي دم مار و در نزديکي مرز آن با صورت فلکي قوس، داراي قدر 6 و به عنوان يک خوشه باز سحابي گونه، محسوب مي شود. اين خوشه در پهنه اي 5/0 درجه اي داراي حدود 55 ستاره به فاصله 5500 سال نوري است.  



  مار آبي (Hya) مار دريايي ، شجاع

 

زمان رسيدن به نصف النهار : 31 فروردين ؛
مساحت : 1303 درجه مربع
صورت فلکي مار آبي بزرگترين و طويل ترين صورت فلکي آسمان است. در عرض هاي مياني شمالي حدود شش ساعت طول مي کشد تا تمامي ستارگان طلوع کنند. مار آبي از جمله هيولاي چندين سر بوده که به وسيله هرکول کشته شده است. (آن را نبايد با صورت فلکي «نرمار» (1) که به وسيله يوهان باير در سال 1603 در نزديکي قطب جنوب فلکي معرفي شده، اشتباه کرد). سرمار آبي در جنوب سرطان و شرق کلب اصغر قراردارد. خميدگي بدن اين مار هيولا، به اندازه صورت فلکي عقرب به طرف شرق مي پيچد که حدود يک چهارم آسمان منطقه است.
 



  ستاره ها

ستاره آلفاي اين صورت فلکي در انگليسي به نام «فرد شجاع» است و در عربي معناي « مرد گوشه گير مجرد» را مي دهد. اين تنها ستاره نام گذاري شده در اين صورت فلکي است که درخشان ترين ستاره مار آبي نيز مي باشد. طيفش از نوع K3 –III، قدر آن 2 و فاصله اش 110 سال نوري است . ستاره اپسيلون اين صورت فلکي داراي طيف G5 – III با قدر 4/3 در واقع يک ستاره چهارگانه با مؤلفه هايي از قدرهاي 3و5و12 مي باشد. اين مجموعه در فاصله ي150 سال نوري از ما قرار گرفته است.  



  اجرام عمقي آسمان

M48 در مرز غربي مار آبي با تکشاخ، قرار گرفته و يک خوشه ستاره اي بزرگ و روشن با حدود 80 ستاره در وسعتي به اندازه يک قرص کامل ماه است. اين خوشه در فاصله 3100 سال نوري از ما واقع شده و قدر آن کمي روشن تر از 6 مي باشد. M68 يک خوشه کروي به اندازه ي 9 دقيقه قوسي است که دقيقاً در جنوب مرز مار آبي با غراب يا کلاغ واقع شده است. اين خوشه از لحاظ قدر کلي، در رديف هشتم است اما درخشنده ترين ستاره هاي آن به صورت انفرادي با قدر 13 مي باشد. M83 يک کهکشان مارپيچ از قدر هشتم است که از درخشنده ترين کهکشان هاي آسمان جنوبي محسوب مي گردد. به لحاظ قرار گرفتن در آسمان نيم کره جنوبي، ديدارش براي ناظران نيم کره شمالي سخت است. مکان آن در 18 درجه اي جنوب سماک اعزل ( آلفاي سنبله) نزديک انتهاي دم صورت فلکي مار آبي است. در اين صورت فلکي دهها کهکشان ديگر وجود دارد که همه ضعيف تر از قدر يازدهم هستند  



  1-Hydus  

ادامه نوشته

مثلث (Tri)

مثلث (Tri)

 

زمان رسيدن به نصف النهار : 14 آذر؛
مساحت : 132 درجه مربع
چرا مردم باستان بايد سه ستاره را به عنوان يک صورت فلکي انتخاب و نام مثلث را به آن ها بدهند. معلوم نيست! ولي به هر تقدير، اين مجموعه کوچک و کم فروغ از دوران کلاسيک شناخته شده بوده است. ممکن است براي عده اي اين صورت فلکي يادآور دلتاي روي نيل باشد و نزد افرادي ديگر، شکل سه گوش جزيره سيسيل را تداعي کند.



  ستاره ها

آلفاي مثلث، داراي طيف F6 –IVقدر 4/3 و در فاصله 53 سال نوري از ما قرار دارد.  



  اجرام عمقي آسمان

M13 به عنوان يکي از اعضاي «گروه محلي» کهکشان ها و در فاصله 2/2 ميليون سال نوري از ما، احتمالاً دومين کهکشان مارپيچي نزديک به کهکشان راه شيري مي باشد که مشاهده آن از درون تلسکوپ هاي کوچک هم مقدور است. اين کهکشان در نزديکي مرز غربي مثل با حوت قرار گرفته و از قدر ششم با اندازه5/1 × 2 درجه است. از آنجا که کهکشان مذکور تا اين اندازه بزرگ است، لذا پرتوهاي آن به شدت پخش مي شوند و در نتيجه باعث تقليل درخشندگي ظاهري آن مي گردد. بنابراين براي مشاهده آن نياز به يک شب صاف و تاريک است. بعضي از ستاره شناساني که داراي چشمان تيزبين هستند، مي گويند که توانسته اند M33 را در شب هاي کاملاً مناسب، با چشم غيرمسلح هم ببينند.  



  ممسک العنان (Aur) ارابه ران يا عنان دار

 

رسيدن به نصف النهار : 20 دي ؛
مساحت : 657 درجه مربع
ممسک العنان يکي از قديمي ترين صورت هاي فلکي است که در اساطير يوناني پيوسته يادآور مخترع لنگ ارابه مي باشد. شکل ظاهري آن معمولاً به صورت چوپاني است که بزغاله اي را در دست دارد.
 



  ستاره ها

ستاره آلفاي صورت فلکي ارابه ران يک ستاره غول زرد به نام عيوق است که در آسمان، ششمين ستاره درخشان محسوب مي شود. وقتي که در اوايل شب در آسمان شمال شرق طلوع مي کند، طلايه دار آغاز پاييز و طلوع صورت هاي فلکي ثور و جبار از صور فلکي آسمان فصل زمستان است. نوع طيف G6 – III قدر آن 1/0 و داراي فاصله 42 سال نوري مي باشد.  



  اجرام عمقي آسمان

ارابه ران که در امتداد راه شيري نشسته، داراي چهار خوشه ستاره اي بزرگ قابل مشاهده است. M36 خوشه باز و بزرگي با قدر حدود 4، که به فاصله 3700 سال نوري است، شامل حدود 60 ستاره مي باشد. يکي ديگر از خوشه هاي بزرگ، M37 به صورت باز و با قدر 6 داراي 150 ستاره است. M38 خوشه اي با 100 ستاره و قدر هفتم مي باشد. NGC2281 هم داراي قدر 7 و 30 ستاره در سطحي با قطر يک ششم درجه است.  



  ميزان (Lib) ترازو

 

زمان رسيدن به نصف النهار : 30 خرداد ؛
مساحت : 538 درجه مربع
ستارگان اين بخش از آسمان در امتداد دايرة البروج، در ابتدا و در اصل چنگال هاي صورت فلکي مجاور يعني عقرب را نشان مي دادند. اسامي ستارگان درخشان تر ميزان، گوياي اين وابستگي در گذشته است. احتمالاً از زمان امپراتوري رو، صورت فلکي ميزان حالت مجزا و مستقل به خود گرفته است. در آن ايام خورشيد در موقع اعتدال پاييزي (حدود اول مهر) يعني زماني که طول روز و شب يکسان مي شود ، وارد ميزان مي گرديد. به همين لحاظ ستارگان ميزان حالت تعادل و ترازو را داشتند.
 



  ستاره ها

ستاره آلفاي صورت فلکي ميزان به نام کفه جنوبي، به جاي لغت عربي «چنگال جنوبي» آمده است. اين ستاره به نظر مي رسد که دو تايي است، اما احتمال هم مي رود که يک جفتي اپتيکي با فاصله بسيار زياد باشد که به هم ارتباط ندارند و فقط به علت قرار گرفتن آن ها در راستاي ديد ما از زمين چنين حالتي را نشان مي دهند. ستاره درخشان اين دو ستاره ، ستاره اي با طيف A3 - III ، قدر 8/2 و فاصله حدود 65 سال نوري است. ستاره از نوع F5 –IVو قدر شمالي طيف آن از نوع B8 – III با قدر 6/2 و فاصله 100 سال نوري است.  



  اجرام عمقي آسمان

هيچ کدام به سادگي قابل مشاهده نيستند.  



  نهر (Eri) جوي، رودخانه فلکي

 

زمان رسيدن به نصف النهار، 15 دي ؛
مساحت : 1138 درجه مربع
صورت فلکي نهر، دومين صورت از نظر طول (بعد از مار آبي ، شجاع) و ششمين صورت فلکي از لحاظ بزرگي است. اين مجموعه از ستارگان ضعيف، از دوران باستان به نام روخانه (معمولاً اشاره اي به رودخانه فرات يا نيل) شناخته شده اند. صورت فلکي نهر ابتدا به طرف غرب و صورت فلکي قيطس مي پيچد، سپس به جنوب و بين صور فلکي کوره و اسکنه از صورت هاي فلکي نيم کره جنوبي آسمان مي رود. در دوران کلاسيک جنوبي ترين حد اين صورت فلکي به ستاره ظليم يا تتاي نهر مي رسيد. اما بعداً حد آن تا ستاره آخرالنهر يعني آلفاي صورت نهر که ستاره اي است از قدر يکم ادامه يافت، که در نقشه مقابل متأسفانه اين سمت نشان دادن نشده است.
 



  ستاره ها

ستاره آلفا يا آخر النهر از لغت عربي «انتهاي رودخانه» گرفته شده، اين ستاره فقط از عرض هاي جغرافيايي پايين تر از 30 درجه شمالي ديده مي شود که بر روي اين نقشه رسم نگرديده (بنابراين از تهران ديده نمي شود) ، طيف آن از نوعV B3 - قدرش 5/0 و با ما 69 سال نوري فاصله دارد.  



  اجرام عمقي آسمان

Ic2118 يک سحابي خيلي عظيم انعکاسي ( حدود 40× 140 دقيقه قوسي) است که دقيقاً در زير ستاره بتا به فاصله 5/2 درجه اي شمال غربي ستاره رجل جبار واقع شده است و احتمالاً از نور تابي آن ستاره درخشان، منور مي گردد. در مسير صورت فلکي نهر چندين ده کهکشان کم فروغ (قدر کمتر از 10) قرار گرفته است.  

ادامه نوشته