معمای انرژی تاریک

معمای انرژی تاریک
ماده تاریک

جهان در حال انبساط است و به نظر می رسد که سرعت انبساط آن در حال افزایش است. برخی دلیل این افزایش سرعت را معمایی به نام انرژی تاریک می نامند در حالی که برخی دیگر این انرژی را معما نمی دانند. در اینجا به بررسی دلایل این نظریات و بحث های پیرامون آن می پردازیم.

انرژی تاریک یک معما نیست

آیا افزایش سرعت کیهان به این اندازه مهم است؟ برخی از مفسران پاسخشان مثبت است و پاسخ آنها در حل معمایی است به نام انرژی تاریک. آنها بر این عقیده اند که انرژی تاریک مفهومی است که هنوز توسط هیچ نظریه ای تایید نشده است. ما با این نظر مخالفیم به عقیده ما انرژی تاریک سال هاست که توسط نظریه نسبیت عام و ثابت کیهانی تایید شده و مورد استفاده قرار می گیرد.

ثابت کیهانی ماده تاریک سرد مدل کیهان شناختی تقریباً از سوی تمام کیهان شناسان دنیا به عنوان بهترین نظریه بر اساس اطلاعات به دست آمده، شناخته شده است. اما در این نظریه سه ایراد به چشم می خورد که معما را پیچیده تر می کند در اینجا به بررسی این سه ایراد و  دلایل خود برای تشخیص آنها می پردازیم.

ادامه نوشته

اثر دوپلر

اثر دوپلر

آيا تا به حال به صداي آمبولانس آژير كشاني كه در حال عبور از نزديكي شماست توجه كرده ايد؟ هنگامي كه آمبولانس دور است ، آژير آن داراي صدايي زير مي باشد و هرچه آمبولانس به شما نزديكتر مي شود ، صداي آژير نيز بم تر مي شود و اين فرايند در هنگام دور شدن آمبولانس نيز تكرار مي شود و صداي آمبولانس با دور شدن آن زير تر مي شود.

ادامه نوشته

ايجاد اتم بور در ابعاد ميليمتري

بور اولين مدل تئوري موفق اتمي را در 1913 ارائه داد: پيشنهاد گردش الكترونها در مدارهايي به دور هسته ي اتم شبيه گردش سيارات به دور يك ستاره. مدل بور باعث درك عميقتر از خصوصيات شيميايي و نوري اتمها ميشود، مدل او باعث شد كه او جايزه ي نوبل را درسال 1922 ببرد. اما تصور او از سفر الكترونها در مدارهاي گسسته عاقبت توسط مكانيك كوانتومي نمايش داده شد.

ادامه نوشته

هوش مصنوعی

هوش مصنوعی

هوش مصنوعی، دانش ساختن ماشين‌‌ ها يا برنامه‌های هوشمند است.
هر دوی اين نكات كماكان مبهم و قابل پرسشند. آيا تنها اين نكته كه هوشمندترين موجودی كه می‌شناسيم، انسان است كافی است تا هوشمندی را به تمامی اعمال انسان نسبت دهيم؟ حداقل اين نكته كاملاً واضح است كه بعضی جنبه‌های ادراك انسان همچون ديدن و شنيدن كاملاً ضعيف‌تر از موجودات ديگر است.

ادامه نوشته

هوش مصنوعي ترکيبی

هوش مصنوعي ترکيبی

از بدو مطرح شدن هوش مصنوعی به عنوان یک Dicipline در علوم رایانه، دو طرز تفکر در تحقق سیستم های هوشمند مطرح بوده است، شاید بتوان آن دو را در پردازش نمادین و پردازش عددی تعریف نمود. برای درک پردازش نمادین می توانیم به یک مثال اشاره داشته باشیم. فرض کنید از یک نوازنده پیانو سوال می کنیم که چگونه پیانو می نوازی؟! این نوازنده با استفاده از یک سری بیانات و شاید حرکات، روش کار خود را به ما نشان می دهد و به احتمال زیاد شیوه عمل او را هم درک می کنیم و اگر کمی جدیت به خرج دهیم شاید حتی بتوانیم چند نت را هم به گونهء جمیع تکرار نماییم. حال فرض کنید، می خواهیم این رفتار را با استفاده از یک فرمول ریاضی( پردازش عددی) مدل کرده و مثلا با استفاده از یک ربات تکرار کنیم. سوال این خواهد بود که آیا مدل ریاضی که منحصر به روابط بین یک سری کیفیتهای رقمی است، قادر به انجام این عمل خواهد بود؟

ادامه نوشته

بهینه سازی بازﻳافت DNA

بهینه سازی بازﻳافت DNA ازارقام مختلف گندم




بهینه سازی بازﻳافت DNA ازارقام مختلف گندم
بازیافت DNA با اهداف متفاوت ژنتیکی صورت می گیرد که یکی از این اهداف توالی یابی DNA می باشد. لذا ضرورت دارد که مراحل بازیافت DNA برای هرگونه گیاهی بهینه شود.در مقاله پیش رو به معرفی این عمل در مورد گندم خواهیم پرداخت.
ادامه نوشته

معرفی ایزوزیم

معرفی ایزوزیم




معرفی ایزوزیم

ایزوزیمها (همچنین به عنوان ایزوآنزیم نیز شناخته میشوند) آنزیمهایی هستند که در ترکیب اسیدهای آمینه تفاوت دارند اما واکنش یکسان شیمیایی را تسریع میکنند. این آنزیم ها معمولا پارامترهای جنبشی متفاوت یا خصوصیت های منظم متفاوت را نشان میدهند (مثل ارزشهای متفاوت در km ).

ادامه نوشته

لیست کلی واحدهای اندازه گیری

 

 لیست کلی واحدهای اندازه گیری

منبع : www.iranika.ir

 

لیست واحدهای طول - زاویه - مساحت - حجم - زمان - سرعت - شتاب - سرعت زاویه ای - شتاب زاویه ای - جرم - چگالی - حجم ویژه - نیرو - فشار - گشتاور اینرسی - گشتاور نیرو - گشتاور - انرژی - توان - دما - انبساط حرارتی - مقاومت حرارتی - انتقال گرما - جریان - صدا و...

ادامه نوشته

زمان در مدار الكترون

زمان در مدار الكترون

كسانی كه فكر می كنند «نانو» نمادی از كوچك ترین هاست باید در عقاید خود تجدیدنظر كنند. نانوی هر كمیتی یك میلیاردم همان كمیت است.

ادامه نوشته

هر كسی از نظریه كوانتوم شوكه نشود آن را نفهمیده است

 

هر كسی از نظریه كوانتوم شوكه نشود آن را نفهمیده است

حوزه های معدودی از پژوهش علمی وجود داشته اند كه مانند نظریه كوانتوم تاثیر عمیقی بر فلسفه داشته باشند

ادامه نوشته

آیا ما کاملا به تکینگی می رسیم؟

آیا ما کاملا به تکینگی می رسیم؟

 

رسیدن به تکینگی چیزی است که انیشتین در قانون سوم نسبیت عمومی به آن اشاره داشته است.نمونه ای از چیزهایی که در اثر رسیدن به تکینگی بوجود آمد،سیاهچاله ها و مهبانگ هستند.حال این موضوع را بررسی می کنیم که آیا یک جسم به تکینگی می رسد؟یعنی می تواند به چگالی بی نهایت برسد؟به عبارت دیگر می تواند چیزی در فضای صفر رمبیده شود؟

به یک مسئله ی مشابه توجه کنیم که در اوایل قرن گذشته توسط مکانیک کوانتوم حل شد.این مسأله مربوط به مدل اتمی رادرفورد است«مسأله ای درباره ی ساختار اتم وجود داشت.فرض براین بود که وقتی الکترون انرژی می گیرد از هسته دور می شود.و در مسیر بازگشت این انرژی را به صورت امواجی گسیل می کند.در نتیجه الکترون به روی هسته سقوط می کند.»این مسأله بدان جهت غلط است که اتم در اثر این اتفاق رمبیده می شود.اما این اتفاق نمی افتد.

 

 

مکانیک کوانتومی با اصل عدم قطعیت این مسأله را حل می کند.عدم قطعیت می گوید«نمی توان سرعت و مکان یک ذره را به طور همزمان و دقیق تعیین کرد.»حال اگر الکترونی روی هسته قرار بگیرد سرعت و مکان معین و دقیقی خواهد داشت که این از نظر اصل عدم قطعیت غلط است.این در حالی است که عدم قطعیت می گوید الکترون مکان معینی ندارد و احتمالاتی وجود دارد که الکترون در اطراف هسته به صورت نامشخص (که در کجا قرار دارد) وجود داشته باشد.در نتیجه مدار الکترون به صورت مارپیچ روی هسته قرار نمی گیرد.

 

این فرض مکانیک کلاسیک که الکترون روی هسته رمبیده می شود مشابه قانون سوم نسبیت عمومی انیشتین است که طبق آن یک نقطه با چگالی و خمیدگی فضا – زمان بی نهایت بوجود می آید.

 

دانستن آنکه چیزی در یک نقطه (تکینه) قرا بگیرد،اندازه بسیار دقیقی برای مکان و سرعت ذره است که از لحاظ عدم قطعیت،نمی تواند صحیح باشد.در نتیجه ذرات باید در اطراف تکینگی پراکنده باشند.این بدان معنا است که به جای داشتن مکانی با چگالی بی نهایت و خمیدگی فضا و زمان بی نهایت،به مقداری نزدیک آن برسیم.این دقیقا توضیح می دهد که نمی توان کاملا به تکینگی رسید.

 

 

گربه شرودینگر

گربه شرودینگر یک آزمایش فکری (به آلمانی: gedankenexperiment) در فیزیک کوانتمی است.

فرض کنید گربه ای در جعبه‌ای در بسته زندانی است. در این جعبه یک شیشه گاز سیانور، یک چکش، یک حسگر پرتوزا (رادیواکتیو) و یک منبع پرتوزا نیز وجود دارد. همانطور که می‌دانید ذرات پرتوزا بصورت نامنظم تابش می‌کنند و به همین دلیل برای آنها نیمه عمر در نظر می‌گیرند. حال فرض کنید سنسور و چکش طوری تنظیم شده باشند که در صورت تابش موج پرتوزا بین ساعت ۱۲ و ۱۲:۰۱، چکش شیشه حاوی گاز را شکسته و گربه بمیرد. اگر شما در ساعت ۱۲:۰۱ در جعبه را باز کنید چه خواهید دید؟ اگر از طریق فرمول نیمه عمر منبع، احتمال تابش بین ساعت ۱۲ و ۱۲:۰۱ را ۵۰٪ پیش بینی کنید. گربه داخل جعبه در هنگام برداشتن درب جعبه ۵۰٪ مرده است و ۵۰٪ زنده است. اما وقتی درب جعبه را بر می‌دارید خواهید دید که گربه یا مرده و یا زنده است. نمی توان گفت ۵۰٪ سلولهای بدن گربه مرده‌اند و ۵۰٪ آنها زنده اند. در فاصله یک لحظه، احتمال به یقین تبدیل خواهد شد. این امر کاملاً متضاد با مکانیک کوانتومی می‌باشد. همانطور که گفتیم هیچگاه نمی‌توان موقعیت یک سیستم را به دقت اندازه گیری نمود. اما در این مثال کاملاً این امر ممکن شده است.

این گونه پارادوکسها در مکانیک کوانتومی بسیار زیاد است. اما با این همه مکانیک کوانتومی در پیش بینی نتایج بسیاری از آزمایشها به طور درخشانی موفق بوده است و زمینه تقریباً تمامی علم و فن نوین است. بر رفتار ترانزیستورها و مدارهای مجتمع که جزء اساسی وسائلی نظیر تلویزیون و رایانه‌اند، فرمان می‌راند و نیز بنیاد شیمی و زیست‌شناسی نوین می‌باشد.

پی‌نوشت:توجه کنید که نه شرودینگر و نه هیچ فیزیک دان دیگری دقت نکرده است که گربه خودش یک مشاهده کننده است. پس این سیستم رفتاری کلاسیک خواهد داشت.

سرعت فوتون ها

 

سرعت فوتون ها

 

فوتون ها ذراتی هستند که با سرعتی نزدیک به 300،000 کیلومتر در ثانیه حرکت می کنند.سرعت و مکان فوتون ها را نیز مانند بقیه ی ذرات نمی توان به طور همزمان و دقیق محاسیه کرد. اصل عدم قطعیت به ما می گوید« نمی توان سرعت و مکان یک ذره را به طور همزمان و دقیق تعیین کرد

بنا بر اصل عدم قطعیت می دانستیم که احتمال سرعت ذرات در ابعاد کوانتومی پخشیده است.یعنی ذرات سرعت معینی ندارند و احتمالاتی وجود دارد که ذره ای در ناحیه ای از فضا زمان با سرعتی به صورت نامشخص (که چه سرعتی دارد) وجود داشته باشد.این قضیه در مورد فوتون ها نیز صدق می کند.

با توجه به این موضوع می توان گفت احتمال سیر یک فوتون ممکن است در ناحیه ای  از فضا-زمان در حول و حوش 300،000 کیلومتر در ثانیه پخشیده باشد.به عبارت دیگر سرعت فوتون در اطراف سرعت نور افت و خیزمی کند.

البته در فواصل زیاد احتمال زیاد تر بودن از سرعت نور،با احتمال کمتر از سرعت نور بودن یک دیگر را خنثی می کنند.و در نتیجه سرعت فوتون ها همان 300،000 کیلومتر در ثانیه خواهد بود.

اما چیزی می تواند با سرعتی فراتر از نور حرکت کند؟پس چگونه احتمال سرعت فراتر از نور بودن را می توان توجیح کرد؟

ضد جاذبه    

 

ضد جاذبه    

زمانی بود که وقتی از پایان جهان صحبت به میان می آمد، همان طور که «رابرت فراست» هم می گوید، میان دو گزینه آتش و یخ مجبور به انتخاب یکی بودید، یا دنیا آتش می گیرد و پایان می یابد یا یخ می زند و به انتها می رسد

ادامه نوشته

شکل جدید ماده  

شکل جدید ماده 

 در مدرسه با سه شکل ماده آشنا میشویم: گاز، مایع و جامد. ولی این ها نیمی از حالات ماده اند. شش شکل ماده وجود دارد: جامد، مایع، گاز، پلاسما، ماده چگال

ادامه نوشته

مفهوم چهار نیروی بنیادی چیست ؟  

مفهوم چهار نیروی بنیادی چیست ؟  

 بین ذرات بنیادی چهار نوع نیرو عمل می کنند که آنها را نیروهای بنیادی یا اولیه می نامند

ادامه نوشته

هفت راز فیزیک جدید

هفت راز فیزیک جدید   

علیرغم پیشرفت های بسیار چشمگیری که در فهم جهان فیزیکی نصیب علم جدید شده است ، شمار رازهای ناشناخته ای که دانشمندان برای کشف آنها در تلاشند از حد و اندازه افزون است

ادامه نوشته

مفاهیم و قوانین مکانیک نیوتنی

مفاهیم و قوانین مکانیک نیوتن

آخرین فردی که اندیشه هایش بر نیوتن و فرمول بندی مکانیک کلاسیک تاثیر عمیق داشت، دکارت بود. با این وجود نظرات تمام کارهای دکارت در زمینه فیزیک حالت توصیفی داشت. اما همین مسائل توصیفی نیز به شدت با فیزیک ارسطویی در تضاد بود.....

ادامه نوشته

نگاهی به هشت راز فیزیک جهان

نگاهی به هشت راز بزرگ فیزیک

 اکتشافات
غیرمنتظره قرن گذشته، اسرار بسیاری را در مورد مبداء کیهان آشکار کرده است
اما هنوز هم رازهای بزرگی ناگشوده باقی مانده که گشودن آنها برای
اخترشناسان سال ها طول خواهد کشید

ادامه نوشته

بی وزنی راچگونه توضیح دهیم؟

دراینجاروش پرسش وپاسخ را انتخاب میکنیم(م=معلم ش1=شاگرد الف ش2=شاگرد ب) م-شما.
بارهااین عبارت راشنیده ایدکه: "وزن اجسام در روی خط استوای هر سیاره کمتر از وزن آن اجسام در قطب های آن سیاره است." از این عبارت چه می فهمید؟
ش2-من این موضوع را اینطور درک میکنم که: نیروی کششی که زمین در استوابر اجسام وارد میکند به دو علت از نیرویی که در قطب بر آنها وارد می آورد کمتر است.اولا برجستگی زمین در دو قطب کمتر از برجستگی آن در استوا است. بنابراین جسمی که درروی خط استواقرارمیگیرداز مرکز زمین فاصله بیشتری دارد.ثانبا بر اثر گردش زمین به دور محورخود نیروی جاذبه در استوابه علت اثرنیروی جذب به مرکز کاهش می یابد.
ش1-ممکن است موضوع رایک خرده روشن تر کنید. ش2-دراستوانیروی جذب به مرکز از نیروی جاذبه کم می شود ش1-با این حرف موافق نیستم.اولانیروی جذب به مرکز بر جسمی که در مسیردایره ای حرکت میکندوارد نمی شود.ثانیا حتی اگر چنین نیرویی وجود داشت نمی توانست از تساوی نیروی جاذبه در این حالت در مقایسه با نیروی جاذبه در غیبت گردش زمین جلوگیری کند.نیروی جاذبه یعنی r2 GmM/ نمی تواند صرفا به این دلیل که نیروهای دیگری هم بر جسم وارد می شودتغییر کند. م- همان طور که میبینید موضوع سنگینی اجسام به آن سادگی که در آغاز به نظر می رسد نیست .تعدادبسیارزیادی از دانش آموزان در پاسخ دادن به سوالهای مربوط به این عنوان در می ماند.
در واقع اگر بپذیریم که تعریف "وزن یک جسم "عبارت است از نیرویی کششی که زمین بر جسم واردمی آورد ؛بایستی بپذیریم که کاهش r2 GmM/ در استوا صرفا به خاطر شکل زمین صورت می گیرد . ش2-ولی اثر گردش زمین چه می شود؟ م-خوب ،هرچند معمولا در زندگی روزمره ما "وزن جسم"راهمان نیروی کششی میدانیم که زمین بر آن وارد می کند ولی هنگامی که می خواهیم آنرا اندازه بگیریم از ترازوی فنری یا نیرو سنج استفاده میکنیم یعنی نیرویی را که جسم بر زمین وارد می آورد اندازه میگیریم به عبارت دیگر ما عکس العمل سطح را معین می کنیم (نیرویی که جسم بر تکیه گاه خود وارد می سازد طبق قانون سوم نیوتن با عکس العمل سطح تکیه گاه برابراست) بنابراین عبارت "وزن جسم در استوا کمتر است"یعنی اینکه در استوا جسم نیروی کمتری بر تکیه گاه خود وارد می آورد. اگر نیروی جاذبه رادر قطب با حرف p1ودر استوابا حرف p2 نشان دهیم وعکس العمل سطح رادر قطب با N1 ودر استوا با N2 مشخص کنیم،چون جسم در قطب ساکن است ودراستوا روی محیط یک دایره حرکت میکندمیتوان نوشت: P1- N1=0 P2- N2=macp که در این رابطه acp عبارت است از شتاب جانب مرکز .دو رابطه فوق رامی توان به صورت زیر نوشت: N1=P1 N2=P2-macp از این رابطه پیداست که N2 از N1 کوچکتر است چون اولابه علت شکل زمین P2 از P1 کوچکتر است.ثانیااز مقدار macp به علت گردش زمین به دور خودش کم میشود. ش2-پس وقتی که میگوییم"جسم نیمی از وزن خود رااز دست داده است" منظورمان این نیست که نیروی جاذبه وارد بر آن از سوی زمین یا هرسیاره دیگر نصف شده است . م-خیر .نیروی جاذبه اصلا تغییر نمی کند.منظور جمله ای که شما ذکرکردید این است که نیروی وارد بر تکیه گاه جسم (یابه عبارت دیگر نیروی عکس العمل)نصف میشود. ش2-پس میتوان ازشر (وزن داشتن )خلاص شد مثلا میتوان گودالی کند تاجسم وتکیه گاهش به درون آن سقوط کند. دراین حالت جسم هیچ نیرویی به تکیه گاه خودش وارد نمیکند.آیا این بدین معنا است که "جسم بکلی وزن خود رااز دست می دهد"؟وآیا این همان حالت بی وزنیست م-شما مستقلا به نتیجه صحیحی رسیده اید.در واقع حالت بی وزنی یک حالت سقوط ازاد است .دراین رابطه لازم است به چند نکته اشاره کرد.ما قبلا" بی وزنی "را به عنوان حالتی توجیه می کردیم که در آن نیروی کشش زمین بوسیله یک نیروی دیگرخنثی می شد.مثلا در مورد ماهواره ها نیروی جذب به مرکزکار خنثی کردن وزن را به عهده داشت .این جریان رابه شرح زیر توضیح می دادیم :"نیرویی که ماهواره را به سمت زمین میکشدبوسیله نیروی جذب به مرکز خنثی میشود ودر نتیجه برآیند نیروهای وارد بر ماهواره صفر میگرددواین امر با حالت بی وزنی مطابقت دارد.اماحالا شما میدانیدکه این توضیح درست نیست چون تمام این استدلال بر این پایه متکی است که چون هیچ نیروی جذب به مرکزی بر ماهواره وارد نمیشود پس ماهواره وزن ندارد.
 
اتفاقا اگر بی وزنی راحالتی بدانیم که درآن نیروی جاذبه بوسیله نیروی دیگری خنثی میشود،منطقا"بایست جسم در حالتی که روی سطح افقی ساکن می ماندبی وزن باشد،چون این بهترین موردی است که میدانیم نیروی وزن بوسیله نیروی عکس العمل سطح خنثی می شود. عملا برای ایجاد حالت بی وزنی لازم نیست که نیروی جاذبه را خنثی کنیم،بر عکس برای آنکه جسمی بی وزنی باشد باید شرایطی فراهم آید که طی آن هیچ نیروی دیگری به جزجاذبه بر جسم وارد نشود.به عبارت دیگر بایستی نیروی عکس العمل سطح صفر باشد. حرکت جسمی که در اثر نیروی جاذبه بر جسم صورت میگیرد سقوط خوانده میشود.
در نتیجه بی وزنی یک حالت سقوط است.سقوط آسانسور در یک معدن یا گردش یک ماهواره به دور زمین مثالهای خوبی برای این حالت است. ش1-قبلاهم گفتید که گردش ماهواره به دور زمین چیزی نیست مگر سقوط ماهواره بر زمین در یک مدت زمانی بسیار طولانی. م- درست است واین موضوع رامیتوان با روش رسم نمودار کاملا روشن کرد.تصور کنید که بر قله یک کوه بلند ایستاده ایدوسنگی رابطور افقی پرتاب میکنید. در این حالت ار مقاومت هوا صرف نظرمیکنیم .هرچه قدرسرعت اولیه سنگ بیشتر باشد بردآن هم بیشتر خواهد شد.شکل نشان میدهد که چگونه مسیر پرتاب با افزایش تدریجی سرعت اولیه تغییر میکند.
بالاخره برای یک سرعت اولیه مشخص که آنرا V1 نامگذاری میکنیم این مسیریک مدار دایره ای شکل میشود وسنگ به ماهواره زمین تبدیل میشودبا توجه به رابطه V1= √¯GM/r می بینیم که اگر شعاع مدار ماهواره یعنی r را تقریبا" برابر با شعاع زمین بگیریم 8km/s r ≈ می شود.
ش1-اگر سرعت اولیه راباز هم بیشتر کنیم چه اتفاقی می افتد؟ م-هرچه سرعت اولیه را باز هم بیشتر شود مسیر بیشتر حالت بیضی میگردد. اگرسرعت اولیه به مقدار معین V2 برسد مسیر سنگ به یک سهمی تبدیل میشودوسنگ دیگر ماهواره زمین به حساب نمی آید.سرعت V2 را سرعت فرار میخوانیم.طبق محاسبات مقدار این سرعت تقریبا برابربا 11km/s است که تقریبا √¯2 برابر V1 است. ش1-شما حالت بی وزنی را به عنوان حالت سقوط تعریف کردیداز طرفی گفتیدکه سرعت اولیه پرتاب سنگ به"سرعت فرار" برسدسنگ مدا ر زمین را تر ک خواهد کرد. در این صورت نمی توان گفت که سنگ در حال سقوط بر روی زمین است.در این صورت بی وزنی سنگ را چگونه تعبیر میکنید؟ م- خیلی ساده است .در این حالت بی وزنی سنگ به معنای سقوط بر روی خورشید است. ش1 –بنابر این بطور کلی بی وزنی یک سفینه فضایی در فضای بین ستارگان به معنای سقوط آن در میدان جاذبه یک جرم کیهانی است. م- کاملا صحیح است . ش2-با این همه توضیحات هنوز تعبیر بی وزنی به معنای سقوط نیازمند روشنگری بیشتری است.مثلاچتر بازی که سقوط میکند حالت بی وزنی را حس نمیکند. م-درست است.
 
بی وزنی به معنای هر نوع سقوط نیست.بی وزنی عبارت است از سقوط آزاد.یعنی حرکت جسم تنها وتنها در اثرنیروی جاذبه . قبلا" هم گفتم برای آنکه جسمی بی وزن شود بایستی شرایطی خلق کرد که در آن هیچ نیروی دیگری بجز نیروی جاذبه بر جسم وارد نشود. در مثال سقوط چتر باز یک نیروی دیگری در کار است وآنهم نیروی مقاومت هوا است. م- حالا دانش آموزان عزیز این مساله را باهم حل میکنیم مساله: - جرم حجمی مواد متشکله سیاره کروی شکلی را که زمان تناوب گرد ش روزانه آن10 ساعت است واجسام در استوای آن بی وزن هستندمحاسبه کنید جواب kg/m3 120 V1 V2 ب
 
با تشکر از جناب آقای دکتر صدیقی این مقاله را ازکتاب QUESTIONS AND PROBLEMS IN SCHOOL PHYSICS ترجمه شضده است .
 
اخذ شده از :
http://sargarmibafizik.blogfa.com/post-2.aspx